معتزله


+ عدل از دیدگاه معتزله و اشاعره

عدل در لغت به معنای "میانه روی در امور" و در اصطلاح به چهار معنای: موزون بودن، تساوی (نفی تبعیض)، رعایت حقوق افراد و رعایت استحقاقها در افاضه وجود آمده است.[]
عدل گاه در رابطه با فعل استعمال میشود و گاه فاعل، معنای عدل اگر در رابطه با فاعل استعمال شود (که در اینجا همین معنا مورد نظر است) به معنای در ملاحظه حق غیر و پرداخت کامل آن میباشد.[] امّا در اصطلاح وقتی گفته میشود خداوند متعال عادل است، مراد از آن است که تمام افعال خداوند حسن است و این که خداوند مرتکب قبیح نمیشود و به آنچه بر او واجب است اخلال نمیکند.[]
معتزله به عنوان طرفدار عدل گفته اند: عدل خود حقیقتی است، و پروردگار به حکم این که حکیم وعادل است کارهای خود را با معیار و مقیاس عدل انجام میدهد. ما وقتی افعال را فی نفسه و با قطع نظر از دستور شارع درنظر میگیریم، در مییابیم که برخی از افعال عدل است مانند پاداش به نیکوکاران و برخی دیگر ظلم مانند عقاب نیکوکاران، و از آنجا که خداوند خیر محض و کمال مطلق است، کارهای خود را بر اساس عدل بر میگزیند. معتزله قائل شدند که خداوند آنچه را نزد عقل مقتضی حکمت است انجام میدهد و آن صدور فعل بر وجه وجوب و مصلحت است.آنها معتقدند ظلم از جانب خدا به این دلیل محال است که ظلم با حکمت و کمال در نظام و در تشریع منافات دارد
در مقابل اشاعره قائل شدند که عدل حقیقتی نیست که بتوان صرفنظر ازبیان و دستور شارع، به آن دست یافت. این خداوند است که برای عدل و ظلم معیارگذاری میکند. و عدل و ظلم متأخر از فعل الهی است. نه این که بشر بخواهد توسط معیارهایی که با عقل خود به آن دست یافته، فعل خدا را در حصار تنگ ارزش های عقلی، محصور نماید. "هر عملی که خدا انجام دهد عین عدل است. و برخداوند قبیح نیست که مؤمنان را عذاب و کافران را وارد بهشت کند. و این که میگوییم خداوند چنین کاری را انجام نمیدهد، زیرا خودش به ما خبر داده که کافران را عقاب میکند. و جائز نیست که خبر خداوند دروغ باشد
بنابراین به نظر اشاعره عقل به هیچ وجه نمیتواند ملاکاتی را برای زیبایی و زشتی افعال در نظر گرفته و اعمال و احکام خداوند را با آن ملاکات بسنجد. اشاعره دلیل بر نظر خود را مالکیت علی الاطلاق خداوند بر عالم میدانند. آنها قائلند که وجود چنین ملاکاتی برای انسان درست است، زیرا این انسان است که از محدودهای که شرع برایش تعیین نموده تجاوز کرده و کاری را که مالک آن نیست انجام میدهد ولی خداوند که مالک علی الاطلاق است، هیچ چیز بر او قبیح نیست
پس اعتقاد اشاعره دربارة عدالت خداوند این است که خدا در ملک خود متصرف و هر آنچه را که بخواهد انجام و به آنچه که اراده کند، فرمان میدهد.
ملاحظه شد که اساس اختلاف میان معتزله با اشاعره دربارة عدل الهی، این نکته بود که آیا عقل قادر به درک برخی از زیباییها و زشتیها میباشد یا نه. معتزله قائل شدند که برخی از زیباییها و زشتی ها را عقل انسان میتواند به طور مستقل و با قطع نظر از دستور شارع درک نماید. مثل زیبایی شکرگزاری نسبت به نعمتدهنده، یا برگرداندن امانت به دست صاحب آن و راستگویی و یا زشتی دروغ و ستم. و برخی امورند تا زیبایی و زشتی آن از ناحیه دین نرسد، عقل نمیتواند به زشتی و زیبایی آن برسد. مثل زیبایی روزة ماه رمضان و زشتی آن در اول شوّال. دانشمندان کلام و عقاید شیعه با برخورداری از میراث گرانبهای علمی ائمه، عقیده دارند که عقل آدمی با قطع نظر از حکم خداوند، توان درک زشتی و زیبایی افعال را دارد. و برخی از افعال دارای حسن و قبح ذاتی است. و خداوند جز به زیبایی فرمان نمیدهد و تنها از کار زشت نهی میکند، پس عادل است.

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک