معتزله


+ انشعاب در معتزله

 
فرقه ها؛  
در کتب کلام و فرق کلامى ، فرقه هاى کلامى ذیل به مکتب معتزله منسوب شده است :
1 -
الحسنیه ، 2 - الواصلیه ، 3 - الهذیلیه ، 4 - النظامیه ، 5 - البشریه ، 6 - الکعبیه ، 7 - الهشامیه ، 8 - الجبائیه ، 9- الجاظیه ، 10 - المعمریه ، 11 - الخیاطیه ، 12 - المرداریه ، 13 - الشمامیه ، 14 - الخابطیه ، 15 - الهاشمیه ، 16 - الحماریه ، 17 - الاسکافیه ، 18 - الاسواریه ، 19 - الجعفریه ، 20 - الصالحیه ، 21 - المریسیه ، 22 - العمرویه .
1 - الحسنیه ؛  
شاگردان حسن بصرى را گویند، که واصل بن عطا از آنان جدا شد.
2 - الواصلیه ؛ 
پیروان واصل بن عطا را گویند. نخستین گروه معتزله بصره هستند که در سال 131 ق رو آمدند و معروف شدند. در قیام بزرگ ضد اموى نقش ‍ داشتند و سخت فعال بودند. در سال 145 هجرى قمرى نیز در قیام محمد نفس زکیه و برادرش ابراهیم بن عبدالله نقش مهمى داشتند. پس ‍ از سرکوب قیام و شهادت محمد و برادرش ، این معتزلیان انقلابى نیز بصره را ترک کردند و بسوى آفریقا مهاجرت نمودند. آنان در مغرب جاى یافتند که بعدها مرکز حکومت شیعى ادریسیه شد. در تاریخ کلام اسلامى ، واصل بن عطا را بنیانگذار مکتب اعتزال مى دانند.
اندیشه هاى اساسى و جوهرى واصل ، اندیشه هاى شیعى امامى بود، چرا که او لااقل مدتى از شاگردان ابوهاشم عبدالله بن محمد حنفیه بوده که آن دو خود نیز از مکتب معارف امام على بن ابى طالب و امام حسن و امام حسین و امام سجاد علیه السلام بهره مند بوده اند.
3 - هذیلیه ؛ 
پیروان ابو هذیل محمد بن هذیل علاف را گویند (235 - 135 ق وى از مشایخ معتزله و فیلسوفى نابغه بود او متولد و مقیم بصره بود و شیخ المعتزله نامیده مى شد. ابو هذیل دیدگاههاى نوینى در مکتب اعتزال پدید آورد. او مشرب مشائى داشت و با اندیشه فلاسفه یونان آشنا بود. به همین دلیل آرائى شگفت و گاه متعارض با دیگر مشایخ معتزله داشت .
4 - نظامیه ؛  
پیروان ابواسحاق ابراهیم بن سیار بن هانى النظام (231 هجرى ) را گویند. نظام خواهر زاده هذیل و شاگرد وى بود. مبناى کلامى او نیز بر آراء فلاسفه یونان بود. نظام روشنفکرى آزاداندیش بود که با فرقه ها و نحله هاى کلامى - فلسفى . مختلف آشنائى و مجالست داشت . با هشام بن حکم معاشرت داشت و عقایدى از او گرفت جاحظ وى را متهم کرده است که با آراء هندیان موافق بود و ارسال رسولان را انکار مى کرد، اما جراءت ابراز این عقیدت را از ترس مسلمانان نداشت . جاحظ وى را متهم مى کند که قرآن و اعجاز ادبى و نظم آن را منکر بود و معتقد بود که احکام اسلام از اصول تا فروع بر مردم تحمیل شده است . عقاید نظام مورد رضایت استادش ابوهذیل علاف نبود. او کتابى به نام الرد على النظام نوشت جبائى نیز بر نظام اعتراض داشت . گویند این دو نفر نظام را از دین بیرون دانسته ، به کفر متهم کرده اند.
ابوالحسن نیز وى را کافر خوانده است . آراء و عقاید نظام درباره پیدایشموجودات و خلقت آنچنان دقیق است که علوم امروز بر آنها مهر تایید مى نهد. در عین حال جاحظ اعتراف کرده است که : نظام نابغه اى در علم و عقل بود که هر هزار سال یک نفر چون نظام در جهان ظاهر شود. نظریه او درباره جز لایتجزى که جنجال بسیارى آفرید، حقیقتى است که دانش ‍ امروز به آن اعتراف دارد نظام در صفات ذات دیدگاه خاصى داشت و در اصل امامت با شیعه امامیه همگام بود و به نص جلى اعتقاد داشت . نظام متهم اصلى پرده پوشى حقیقت را در موضوع امامت و خلافت ، عمر بن خطاب مى دانست او اشتباهات و خطاهاى بسیارى از عمر بن خطاب مى گرفت و وى را غیر قابل بخشش مى دانست . همین عقاید بود که علما و فقها و برخى مشایخ او را ناخوش آمد و به تکفیر و تحریف عقاید او پرداختند. نظام داراى تالیفات بسیارى است که ابن ندیم در الفهرست این اثار را یاد کرده است .
5 - بشریه ؛ 
پیروان و شاگردان بشر بن معتمد را گویند. به او دیدگاههاى کلامى شگفتى نسبت داده اند، او شیخ معتزله بغداد بود. گرایشهاى شیعى او باعث شد تا هارون الرشید وى را به زندان افکند. او براى رفع اتهام از خود اشعارى سرود و از زندان آزاد شد. وى در سال 226 هجرى در گذشت .
6 - الکعبیه ؛ 
پیروان ابوالقاسم عبدالله بن محمود بلخى معروف به کعبى را کعبیه گویند. به او نیز عقاید کلامى شگفتى درباره صفات خداوند نسبت داده اند در رابطه با صفات خداوند از جمله سمیع و علیم بودن خدا معتقد بود که منظور آگاهى و دانائى او به کمیات و کیفیات اقوال و اعمال و اشیاء است و نه شنوائى و بینائى با حواس . او عقیده داشت بر خداوند واجب است احکامى که براى بندگان سودمند است ، تشریع کند و استطاعت بندگان را در سلامتى عقل و تندرستى جسم مى دانست .
7 - هشامیه ؛ 
پیروان هشام بن عمرو فوطى بودند.
عقاید کلامى او مغایر با اصول معتزله بوده است به وى نسبت داده اند که مى گفت : حسبنا الله و نعم الوکیل سخن نادرستى است ، زیرا لازمه وکالت آن است که موکلى باشد!! معجزات انبیا را دلیل بر صداقت آنان نمى دانست . بهشت و دوزخ را مخلوق نمى دانست و قائلین به آن را کافر مى انگاشت . هشام بن عمرو در سال 226 هجرى در گذشت و از طبقه ششم معتزله بشمار مى رفت .
8 - جبائیه 
پیروان ابو على محمد بن عبدالوهاب جبائى (م 303 ق از مشایخ معتزله بصره را جبائیه گویند. وى شاگرد ابو یوسف یعقوب بن عبدالله بصرى بود دیدگاههاى کلامى جبانى معروف و مشهور است :
خداوند عالم به اشیاء قبل از خلقت آنها بوده ، خداوند بینا است یعنى عالم به اشیا است ، اگر خداوند مراد بنده اش را مطابق میل او اجابت کند، در این صورت مطیع و منقاد بنده اش مى باشد و این با خدائى او سازگار نیست .
جبائى پیروان بسیارى در بصره و اخواز داشت . پس از مرگ او، پیروانش مرید پسرش ابو هاشم جبائى شدند. جبائى منسوب به شهر جبا یکى از شهرهاى خوزستان مى باشد که بین بصره و اهواز واقع بود.
ابن ندیم مى گوید وى کلام را به زبان ساده بیان کرد و مشکلات آن را از میان برداشت .
9 - جاحظیه ؛ 
پیروان عمرو بن بحر معروف به جاحظ را جاحظیه گویند. جاحظ (255 - 162 ق از چهره هاى مشهور ادب عربى و کلام و معارف اسلامى است و از مشایخ بزرگ معتزله بشمار مى رود. وى داراى تالیفات بسیارى است کخ برخى از آنها امروز در دست است . جاحظ با اندیشه و آرا فلایفه آشنائى بسیار داشت و صاحب آرائى در کلام است به او نسبت داده اند که مى گفت :
آدمى در کسب هیچ امرى دخالت ندارد، تمام شناختهاى ضرورى و طبیعى است ، وظیفه بندگان ارادت است و کارها بالطبع از آنها صادر مى شود، قرآن جسدى است که گاهى به صورت انسان و زمانى به صورت حیوان در مى آید!! قرآن جسم مخلوق است .
10 - معمریه ؛ 
پیروان معمر بن عباد سلمى باشند که در سال 215 هجرى در گذشت .
به او نیز آرا و اقوالى در کلام نسبت داده اند:
اجساد و اعراض را خداوند پدید نیاورده ، اجسام اعراض را مى آفرینند، آتش سوختن را ایجاد مى کند و آفتاب حرارت را و... اعراض متناهى نیست .
هر عرضى را معناى خاصى لازم است . قرآن مخلوق و عرض است و فعل پروردگار نیست ، زیرا اعراض فعل خداوند نمى باشند. خداوند قدرت ایجاد اعراض را ندارد. خدا نه خالق مرگ است و نه خالق حیات ؛ این اجسام اند که این حالات را دارند. همه کتب آسمانى کلام خدا نیستند. کتب آسمانى قائم به ذات خدا نیستند و... و...
به پیروان وى معانیه نیز گفته اند.
11 - خیاطیه ؛ 
پیروان ابوالحسن عبدالکریم بن محمد بن عثمان خیاط (م 300 ه ) را خیاطیه گویند.
خیاط استاد کعبى بوده و هر دو از معتزله بغداد بودند. به خیاط عقایدى در کلام نسبت داد ه اند:
معدوم را نمى توان شناخت ، جوهر و عرض در عدم عرضى اند جسم در حال عدم ، خود جسم است ، هر وصفى که ثبوت آن در حال وجود جایز باشد، در حال عدم نیز ثابت است . این فرقه کلامى را معدومیه نیز گفته اند.
12 - مرداریه ؛ 
پیروان عیسى بن صبیح ابو موسى المردار (م 226 ق را مرداریه گویند. وى از شاگردان بشر بن معتمد بود که به زهد و تقوى شهرت داشت . از عقاید منسوب به او است که :
خداوند قادر بر ظلم است ولى اگر اقدام کند، ستمگر خواهد بود.
یک فعل از دو فاعل صادر مى شود و مردم مى توانند به فصاحت و بلاغت قرآن ، کلام خلق کنند. قرآن قدیم است و منکرین قدم قرآن ، کافراند. افعال بندگان مخلوق خداوند است . قابل رؤ یت با چشم است !
13 - شمامیه ؛ 
پیروان شمامة بن اشرس (م 313 ق ) را شمامیه گویند. به او عقایدى نسبت داده اند:
فاسق اگر بدون توبه بمیرد، در دوزخ مخلد و ابدى است و در زمان حیات در منزلى و درجه اى بین ایمان و کفر قرار دارد. امم غیر اسلام در قیامت خاک خواهند شد؛ زیرا معرفت خداوند را حاصل نکرده اند. شمامه را به ترک صلاة و عبادات متهم کرده اند. او در عین حال از بزرگان معتزله دوره هارون و ماءمون عباسى بوده است .
وزارت مامون را نپذیرفت و فرد دیگرى را معرفى کرد.
گویند که در دستگاه خلافت نفوذى فراوان داشت . او به غزل و نصب افرادى پرداخت و یرانجام کینه از او به دل گرفتند و در فرصتى او را کشتند. گویند قتل او در سفر مکه اتفاق افتاد.
14 - خابطیه ؛ 
پیروان احمد بن خابطه را گویند. وى از اصحاب فضل بن الحرش و یاران نظام بود. او نیز به آثار فلاسفه علاقه وافر داشت در کلام به او عقایدى نسبت مى دهند: خداوند مخلوق و بندگانش را در بهشت آفریده و چون گناه کردند، از بهشت رانده شدند.
نیکى این جهان نتیجه نیکى آن جهان است و بدى نیز چنین است !! در قیامت خداوند رویت شود. عیسى خدائى مى کند و کار جهان به او واگذشته شده است !! روح انسان در اجسام و هیاکل دیگر حلول کند. حیوانات نیز مانند آدمیان ، امتى هستند و پیامبرى دارند.
15 - هاشمیه ؛ 
پیروان ابو هاشم جبائى : عبدالسلام بن محمد جبائى (م 321 ه) را گویند. وى از معتزله بصره و سپس بغداد است که پس از پدر ریاست معتزلیان را بر عهده داشت . او شاگرد پدرش ابو على حبائى بود که ذکرش گذشت . پدر و پسر تقریبا عقاید مشترکى داشتند و در پاره اى از مسائل با یکدیگر اختلاف نظر داشتند. در تاریخ کلام اسلامى از این دو به جبائیان یاد مى شود. اقوال این دو نیز مورد استناد و شریعت عقلى قلمروى در مسائل عقل دارد (حسن و قبح عقلى ) و شریعت نقلى مسائلى مى پردازد که درک آنها از عهده عقل خارج است .
16 - اسکافیه ؛ 
پیروان ابو جعفر بن عبدالله اسکافى سمرقندى را گویند. اسکافى (م 240 ق ) مردى ادیب و متکلم بود و دانش و ذکاوتى سرشار داشت . مورد توجه رژیم عباسى و احترام ویژه شخص معتصم عباسى بود.
اسکافى در ابتدا خیاط بود و خانواده اش او را از تحصیل باز مى داشتند. آشنائى اسکافى با جعفر بن حرب راه تحصیل او را فراهم ساخت . جعفر مخارج خانواده اسکافى را تامین نمود و وى را با خود برد. اسکافى مانند معتزله بغداد به شیعه امامیه متمایل بود و دیدگاههائى معتدل در کلام داشت .
17 - اسواریه ؛ 
پیروان ((على اسوارى )) را نیز گویند. او ابتدا از یاران ابو هذیل علاف بود و بعد از وى جدا شد و در حلقه پیروان نظام در آمد فقر مالى او را به بغداد کشاند. نظام به وى هزار دینار بداد و راهى دیارش کرد. او نگران بود که اسوارى در بغداد جایش را بگیرد.
گویند اسوارى از روستاى اسوار از قراى اصفهان بوده است . وى از طبقه ششم معتزله محسوب مى شود.
18 - جعفریه ؛ 
پیروان جعفر بن حرب همدانى (م 236 ق ) و جعفر بن بشر ثقفى (م 236 ق ) مى باشند.
جعفر بن حرب از بزرگان معتزله بغداد و از شاگردان عیسى بن صبیح مردار و هذیل علاف بود و از طبقه هفتم محسوب مى شود. جعفر بن بشر ثقفى که مردى دانشمند و پارسا بود در طبقه هفتم مکتب معتزله قرار مى گیرد. گویند واثق عباسى ده هزار درهم برایش فرستاد و او که در نهایت تنگدستى بود، نپذیرفت . او مى گفت : در میان فاسقان این امت کسانى هستند که از یهود و ترسا وزندیق بدتر هستند. اجراى حد بر شارب خمر نادرست است . هر کس دانه اى بدزدد، فاسق و اهل دوزخ است . گناهکاران در آتش دوزخ ، جاودانه بر زن زانیه حدى نیست ، زیرا مرد قصد زنا داشته و باید حد بخورد. کلام خداوند عرض و مخلوق است جعفر در مسئله امامت عقاید شیعه را دارد: وجود امام عقلا ضرورت دارد. اما امامت مفضول بر فاضل را درست مى دانست .
19 - حماریه ؛ 
پیروان مروان حمار آخرین خلیفه اموى را حماریه گویند. مروان بن محمد معروف به حمار در اواخر دوره اموى تحت تاءثیر مکتب معتزله قرار گرفت و عقاید مخلوطى از جبریه و دهریه و معتزله داشت و براى خود پیروانى فراهم ساخت . بدون شک این فرقه را نمى توان در شمار فرق کلامى معتزله قرار داد. آن گونه که شهرستانى و ابن حزم و ابن جوزى نامى از این فرقه ساختگى نیاورده اند. تنها مقریزى در خطط از این گروه نام برده است .
20 - عمرویه ؛ 
پیروان عمرو بن عبید بن باب را گویند، که عقایدى معتدل و موافق دیگر فرقه ها داشتند. عمرو داماد واصل بن عطا بوده و از تعالیم وى متاثر شده است

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک