معتزله


+ ابو مسلم اصفهانی مفسّری گمنام

 

 

محمود سرمدی

چکیده:

ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی از مفسران معتزلیِ سده چهارم هجری است. برجسته‏ترین اثر وی تفسیر جامع التأویل لمحکم التنزیل که بر اساس مذهب اعتزال و با گرایشهای عقلانی تدوین شده بوده، اکنون در دست نیست. در این مقاله پس از شرحی مختصر از زندگانی این مفسر گمنام به بیان آراء کلامی، شیوه واژه‏شناسی، و نظریه او پیرامون آیات ناسخ و منسوخ و تناسب آیات، بر اساس آنچه دیگر مفسّران از او نقل کرده‏اند،پرداخته و نیز نمونه‏هایی از اشعار وی ارائه شده است.

کلید واژه‏ها: ابو مسلم اصفهانی، تفسیر جامع التأویل لمحکم التنزیل، آراء کلامی، تفسیر عقلانی، اعتزال، واژه‏شناسی، ناسخ و منسوخ، تناسب آیات.

یکی از پدیده های دل آزار علمی ـ فرهنگی که در تاریخ کلیه ملل جهان به چشم می خورد گمنام ماندن برخی شخصیتهای بر جسته اجتماعی، سیاسی یا علمی و از دست رفتن حاصل زحمات و تلاشهای بی وقفه چندین و چند ساله آنان است.

از جمله این شخصیتها در عالم اسلام «ابو مسلم محمّد بن بحر اصفهانی » معتزلی (254ـ322 ق)کاتب، نحوی، ادیب، متکلّم، مفسّر و از رجال حکومت عباسی است (ابن ندیم،225؛ یاقوت، 5/239).ارزنده‏ترین اثر وی، تفسیر جامع التأویل لمحکم التنزیل که طبق گزارش اغلب ترجمه نویسان و محققان در 14 یا 20 مجلد و براساس مذهب اعتزال تدوین یافته بوده اکنون در دسترس نیست( سیوطی، بُغیة، 1/59؛ ابن حجر، 5/89؛ شیخ آقابزرگ، 5/44؛ صبحی صالح، 262؛ کحّاله، 7/97؛ گولدزیهر، 135). این تفسیر حاوی نظریات جدیدی بوده که به قصد تقابل با عقاید شایع اشعری‏گری در آن دوره از تاریخ تألیف گردیده‏بوده است؛ از اینرو در جای جای تفسیر او جنبه عقل گرایی و اتّکا به ریشه لغوی الفاظ آیات برای دریافت مقصود که خاص معتزله است، به چشم می خورد، بویژه در زمینه ناسخ و منسوخ آیات قرآن، می‏توان گفت در عقیده خویش متفّرد بوده و آن را انکار کرده و همین امر باعث طعن علمای بسیاری در مورد وی شده است. از این تفسیر بزرگ در حال حاضر فقط نقلهایی پراکنده در کتب تفسیر و اصول باقی مانده که بخش اعظم آنها در دو تفسیر ارزشمند مجمع البیان طبرسی و مفاتیح الغیب امام فخر رازی آمده است.

برخی محققان و تذکره نویسان در ضبط نام، لقب، کنیه و حتی تاریخ وفات وی دچار اشتباه شده‏اند و به صورتهایی نظیر عمرو بن بحر (عبدالعزیز بخاری، 3/157)، ابن عمر یا محمدبن یحیی (ابن امیر الحاج،3/44)، حافظ (همانجا)، جاحظ (اسنوی، 2/29) و ابوسلمه1 آورده‏اند. از زندگی ابو مسلم بویژه نیمه اول عمر او، اطلاع چندانی در دست نیست؛ تنها از برخی گزارشهای پراکنده تاریخی برمی‏آید که احتمالاً در اصفهان زاده شده، تحصیلات خود را در همین شهر آغاز و سپس برای ادامه تحصیل به بغداد سفر کرده است. ابومسلم خود از حضورش در بغداد خبر داده است؛اما تاریخ دقیق آن بدرستی معلوم نیست. ابوالفرج اصفهانی از دیدار وی با بُحتری سخن می گوید؛ بنابراین ابو مسلم می بایست پیش از 279 ق، هنگامی که بحتری بغداد را برای همیشه ترک کرده، در آنجا بوده باشد. می‏توان حدس زد که وی در بغداد با دانشمند برجسته معتزلی ابوالقاسم بلخی کعبی(د 319 ق /931م) و همچنین با علی بن عیسی بن جرّاح (د 334 ق/946م) از رجال مشهور دولت بنی عباس، آشنا شده و احتمالاً نزد ابوالحسن خیاط معتزلی، استاد ابوالقاسم بلخی نیز تحصیل کرده است (دائرة المعارف بزرگ اسلامی، 6/224).

طبق برخی گزارشها، علی بن عیسی بن داود بن جرّاح که دو بار به وزارت المقتدر بالله عباسی (حک·· : 295ـ 320 ق) منصوب گردید و مردی دانشمند و اهل قلم بوده، باابومسلم ارتباط دوستی داشته و او را ستوده است (مصطفی زید، 1/267؛ یاقوت، همانجا؛ ابن‏ندیم، همانجا).

نزدیکی افکار معتزله و زیدیه موجب شد تا ابومسلم اصفهانی و ابوالقاسم بلخی، پس از بازگشت به ایران جذب دستگاه دولت علویان در طبرستان شوند، و ابومسلم در سالهای پیش از 287 ق متصدّی برخی از امور دیوانی محمد بن زید داعی (حک·· : 270 ـ 287 ق) حاکم علوی طبرستان بود (شیخ آقا بزرگ، همانجا؛ ایرج افشار، همانجا؛ یاقوت، همانجا) و در کنار اشتغالات علمی، در سیاست و حکومت نیز دخالت و نقش داشت. ابن اسفندیار (1/251) نیز از حضور وی و ابوالقاسم بلخی در مجلس محمدبن زید داعی خبر داده است (قس: قاضی عبدالجبار، 299).

وی چندین بار در شهرها و دولتهای مختلف به ولایت و حکومت دست یافت، از جمله شهرهای اصفهان، فارس و قم (یاقوت، همانجا؛ سزگین، 1/99؛ ابوعلی مسکویه، 1/60؛ قمی، 106 و 142). در تاریخ قم آمده است که وی دو بار در سالهای 309 و 318 ق عامل و والی قم شد، این شهر را مساحت کرد و خراج عرب را از عجم جدا ساخت (قمی،همانجا).

ابو مسلم علاوه بر مقام بلندش در تفسیر قرآن، از دیگر رشته‏های علمی نیز آگاه بود. بر ادبیات عرب تسلّط داشت و گفته‏اند به فارسی و عربی شعر می‏سرود (سیوطی، همانجا؛ شیخ آقا بزرگ، همانجا؛ زرکلی، 6/50؛ قاضی عبدالجبار، همانجا).به گفته مافرّوخی، ابومسلم از رؤسای اصفهانی و یگانه فضلای آن خطّه بود (ص 9). وی از فصاحت، هوش و استعداد، بسیار بهره داشت؛ به طوری که گفته اند از فاصله دور و از حرکات قلم، آنچه را کاتب می نوشت تشخیص می‏داد (قاضی عبدالجبار، 324). به نوشته حمزه اصفهانی، ابو مسلم پس از یک زندگی پر فراز و نشیب علمی ـ سیاسی در سن شصت و هشت سالگی در سال 322 ق در شهر اصفهان دیده از جهان فرو بست و علی بن حمزة بن عماره اصفهانی او را رثا گفت (یاقوت، 5/241).

 

 

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک