معتزله


+ معتزله


اعتزال به معنای « کناره گیری » است . در فرهنگ اسلامی ، دو گروه به این نام خوانده شده اند . بنا بر آنچه نوبختی آورده است ، نام معتزله نخستین بار بر یک گروه سیاسی اطلاق شد . بر طبق این گزارش ، پس از آنکه امام علی (ع) به خلافت رسید ، عبدالله بن عمر ، محمد بن مسلمه انصاری ، اسامه بن زید و سعد بن ابی وقاص از امام کناره گیری کرده ، از ستیز با او و نیز از همراهی و حمایت وی در جنگها خودداری کردند . این دسته رامعتزله می نامند . این گروه همان معتزله معروف هستند و سخن ما در اینجا دربارة همین فرقه کلامی است . درباره سبب نامیده شدن این گروه به معتزله سخنها گفته اند . برخی معتقدند که این نام برخاسته از اعتزال و کناره گیری واصل بن عطا از مجلس درس  حسن بصری است .
برخی دیگر اعتزال واصل بن عطا از امت اسلام و مذاهب اسلامی زمان او را سبب این نامگذاری می دانند .
شهرستانی کناره گیر ی واصل از درس حسن بصری را به این صورت نقل می کند : شخصی در مجلس درس حسن بصری از او پرسید : در روزگار ما جماعتی پیدا شده اند که مرتکب کبیره را کافر می دانند ، این گروه « وعیدیه خوارج » نام دارند . جمع دیگر معتقدند که گناه به ایمان آسیبی نمی رساند ، این گروه « مرجئه » هستند ، عقیده تو در این باره چیست؟  حسن در اندیشه فرو رفت ، امّا پیش از آنکه لب به سخن بگشاید ، یکی از شاگردان گفت : مرتکب کبیره نه مؤمن است و نه کا فر، بلکه جایگاه او میان کفر و ایمان است ( منزلة بین المنزلتین ) . این مرد و اصل بن عطا بود که اولین عقیده مکتب اعتزال را بیان می کرد . وی آن گاه به کنار یکی از ستونهای مسجد رفت و به توضیح عقیده خویش پرداخت و در پی آن حسن بصری گفت : واصل از ما کناره گرفت .( اعتزل عنّا واصل ) . از همان روز واصل و پیروانش به معتزله موسوم گشتند .
معتزله در عصر بنی امیه با دستگاه حکومت روابط خوبی نداشتند ، گرچه یزید بن ولید در دوره کوتاه حکومتش از آنان حمایت می کرد. معتزله در اوایل حکومت بنی عباس حالت بی طرفی به خود گرفتند ، اما در عصر منصور و به ویژه در دوران مأمون که خود باکلام و فلسفه آشنایی داشت ، مورد توجه قرار گرفتند .
به اعتقاد معتزله ، کلام الهی مخلوق وحادث است و اعتقاد به قدیم بودن قرآن کفر است .در مقابل ، تمام اصحاب حدیث و عامه اهل سنت ، به قدیم بودن قرآن اعتقاد داشتند .
مکتب اعتزال در بصره به وجود آمد و رشد کرد . اما در اواخر سده دوم هجری ، بشربن معتمر (م.210هـ.ق) که یکی ازدانش آموختگان مدرسه بصره بود ، به بغداد سفرکرد و مدرسه معتزله بغداد را تأسیس کرد و به ترویج اصول مکتب اعتزال دربغداد همّت گماشت، ضمن آنکه در برخی جز ئیات با آرای  بزرگان بصره مخالفت کرد . بشر به شیعه گرایش داشت . و می توان گفت که درمجموع ، معتزله بغداد بیش ازمعتزله بصره به عقاید شیعه نزدیک است .

عقاید معتزله
متکلمانی که به معتزله شهرت یافته اند ، دارای اندیشه های گوناگونی هستند ودر بسیاری از موضوعات کلامی با یکدیگر اختلاف نظر دارند .همین مطلب باعث شده است که این گمان پدید آید که معتزله یک مکتب خاص نیست ، بلکه تنها یک روش کلامی است که در آن بر عقل و مبادی عقلی تکیه می شود .
به نظرمی رسد که در زمان پایه گذاری مکتب اعتزال به دست واصل بن عطا، ملاک معتزلی بودن صرفاً به منزله بین المنزلتین بود ، امّا به تدریج و در طول زمان ، اعتقاد به چهار اصل دیگر ، یعنی توحید ، عدل ، وعد و وعید ، امربه معروف و نهی از منکر ، نیز بر فهرست عقاید معتزله افزوده شد .
به دلیل اهمیت این پنج اصل در اندیشه معتزله به شرحی کوتاه در این خصوص می پردازیم :
1.توحید :توحید مراتب ومعانی گوناگونی دارد که مهمتر ازهمه توحید ذاتی ، توحید صفاتی وتوحید افعالی است . توحید ذاتی ؛ به این معنا است که ذات پروردگار یگانه است و مثل ومانندی ندارد .توحید ذاتی مورد قبول همه فرقه های اسلامی است ، امّا درباره توحید صفاتی وتوحید افعالی در میان متکلمان اختلاف نظر جدی وجود دارد . معتزله برخلاف اشاعره ، معتقد به توحید صفاتی و منکر توحید افعالی اند .
2. عدل: هیچ یک از فرقه های اسلامی منکر عدل به عنوان یکی از صفات الهی نیستند .
تفسیر معتزله و امامیّه ، بر اساس بینشی است که در باره حسن و قبح اعمال دارند . آنان معتقدند که افعال در ذات خویش ، صرف نظر از دستور شرع ، خوب یا بد هستند و عقل آدمی نیز قادر است دست کم در پاره ای  موارد ، این حسن وقبح را در یابد . بنابراین عدل از کارهای خوب وواجب است و ظلم از کارهای بد و ناشایست است . از سوی دیگر ، چون خداوند از هرگونه امر قبیح مبرّاست ، پس لزوماً کارهایش بر طبق عدل است و مرتکب ظلم نمی شود .
3.منزلة بین المنزلتین:معتزله در مقابل خوارج ومرجئه معتقدند که مرتکب کبیره نه کافر است و نه مؤمن ؛ بلکه منزلت و مقامی بین کفر و ایمان دارد .
4. وعد و وعید : « وعد » به معنای نوید به پاداش است و« وعید » به معنای تهدید به کیفر وعذاب است . به عقیده معتزله ، خداوند همان گونه که خلف وعده نمی کند  خلف وعید نیز از او سر نمی زند . بنابراین تمام تهدیدهاو کیفرهایی که درباره کافران و فاسقان در قرآن و روایات آمده است ،در روز قیامت به وقوع خواهد پیوست ومحال است که خداوند آنها را ببخشد ، مگر آنکه دردنیا توبه کرده باشند .
5. امر به معروف و نهی ازمنکر:این اصل مورد اتفاق مسلمانان است واختلاف تنها درمراتب و شرایط آن است . خوارج برای امر به معروف و نهی از منکر شرط وحدّی نمی شناختند ، امّا برخی از اصحاب حدیث ، مانند احمد بن حنبل ، آن را صرفاً د رمحدوده قلب و زبان می پذیرند ، نه در محدوده عمل و قیام مسلّحانه . معتزله برای امر به معروف ونهی از منکر شروطی مانند احتمال تأثیر وعدم مفسده ، قائلند ؛ اماآن را به قلب و زبان محدود نمی کنند و بر این باورند که اگر منکرات شایع شود یا حکومت ستمگر باشد ، بر مسلمانان واجب است تا قوای لازم را فراهم کنند و بر علیه فساد و ستم شورش کنند

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ مهر ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک