معتزله


+ امامیه و معتزله در دوره سلجوقی

 

همزمان با نفوذ سلجوقیان در قلمرو وسیعى از جهان اسلام، امامیه، اشاعره،
معتزله، کرامیه و ماتریدیه به عنوان پنج مکتب مهم کلامى فعال شناخته مى شدند. گر چه
در اوایل دوران سلجوقى تعامل این مکاتب در مهار دولتمردان سلجوقى قرار داشت، سلجوقیان
براى استمرار حاکمیت خود نیازمند پشتیبانى علما بودند. لذا عالمان و صوفیان در برابر
فراهم آوردن زمینه نفوذ حاکمان جدید و تأیید مشروعیت آنها، حمایتهایى در قالب مدارس،
خانقاهها و شهریه، از آنان دریافت مى کردند. به نظر مى رسد که استفاده از نهادهاى کلیدى
و مهم، مانند مدارس و رباط شهرى، ابتدا در خراسان صورت پذیرفت و آن گاه در بغداد و
بخشهایى که تحت سلطه جانشینان سلجوقیان در حومه غربى بود نیز رواج یافت، ولى با گذشت
زمان، منازعه و مناقشه میان این مکاتب شدت گرفت. بجز مناقشات درونى، حکمرانان سلجوقى
و وزراى آنها، فقها نیز در توسعه برخوردهاى این مکاتب، مؤثر بودند.

 

رقابت میان فرقه ها در این دوره: در این دوره در شهرهاى مهم ایران به
ویژه شهرهاى منطقه خراسان گستره وسیعى از تفکر اسلامى و راههاى گوناگونى براى معرفت
دیدنى وجود داشت. با این حال، این تنها مذهب شیعه نبود که به عنوان تهدیدى علیه اتحاد
و یکپارچگى مورد علاقه حکمرانان سلجوقى به شمار مى آمد، بلکه در میان سنیان نیز اجماعى
وجود نداشت. در این دوره هیچ گونه توافقى میان نظریات و آراى مشروع یافت نمى شد و رقابت
میان فرقه هاى مختلف، امرى عادى بود. مناظره و بحث بر سر مفهوم مسلمان و معیارهاى مطلوب
تفکر تنها بخشى از جنبش گسترده اى بود که به منظور تغییر اوضاع اجتماعى و سیاسى آن
دوران انجام مى گرفت.

در خراسان، طیف وسیعى از بحثها، همانند سؤالاتى درباره آزادى عمل مشروع،
تبیین عبادت زاهدانه و اینکه آیا سود مادى در تضاد با تقواى راستین است یا نه، در جریان
بود. در نیشابور، شافعیان، حنفیان و کرامیان در مورد مسائل مذکور با یکدیگر توافق نظر
نداشتند و رقابتى خصمانه براى کسب قدرت سیاسى و اجتماعى بین آنان وجود داشت. هر یک
از این فرق، پیروان زیادى در اطراف خود گرد آورده و هر کدام به نوبه خود، تلفیقى از
فقه، کلام و زهد را به عنوان مذهب ارائه مى دادند. تأثیرات زیانبار مناقشات مذهبى ـ
اجتماعى بین مذاهب کلامى و فقهى اهل سنت و شیعى و کرامیه را مى توان در نابسامانیهاى
اجتماعى و مذهبى شمارى از شهرهاى امپراتورى سلجوقى از بغداد تا هرات مشاهده کرد. در
اواخر دوره سلجوقیان و پس از آن، آشوبها و ویرانیهاى وسیعى در شهرهاى ایران پدید آمد
و چهره فرهنگ اسلامى را مخدوش نمود.

در سال 556 ق نیشابور که یکى از مهم ترین مراکز فرهنگى جهان اسلام شمرده
مى شد به آتش کشیده شد و کتابخانه ها و مدارس زیادى سوخت. یاقوت در سال 617ق ـ که از
پیش تاتار مى گریخت ـ از ویرانیهاى بسیار ناشى از جنگهاى متناوب شافعیان و حنفیان در
اصفهان سخن مى گوید. او وقتى به رى وارد شد آنجا را نیز خراب یافت. سبب را پرسید، یکى
جواب داد: «بر اثر نزاع مذهبى میان شیعه و اهل سنت، شیعیان شکست یافتند و چون ایشان
نابود شدند، آتش جنگ میان حنفیان و شافعیان درگرفت و شافعیان پیروز شدند و محله هاى
خرابى که مى بینى، همه از آن شیعه و حنفیه است». این چالشها و برخوردها به جاى اینکه
زمینه توسعه عقلانیت و معنویت را در جامعه فراهم کند، آن را به سوى انحطاط کشاند و
با حضور سپاه مغول، تاریخ ایران ورق خورد، و دیگر از آن همه مناقشه و گفت و گو و منازعه
خبرى نبود. نه رى ماند و نه نیشابور و نه بغداد توانست از زیر فشار کمر راست کند.

1ـ امامیه:

تشیع که در زمان آل بویه به طور آشکار رواج یافته بود، در زمان سلجوقیان
پیروان بسیار داشت. صاحب کتاب بعض فضائح الروافض، از بزرگ ترین مخالفان شیعه در رى،
قدرت شیعه را در آن زمان چنین وصف مى کند:«در هیچ روزگارى این قوت نداشتند که اکنون،
چه دلیر شده اند! و به همه دهان سخن مى گویند. هیچ سرایى نیست از ترکان، که در او ده
پانزده رافضى نباشند، و در دیوانها هم دبیران ایشان اند، و اکنون بعینه همچنان است
که در عهد مقتدر خلیفه بود»

همو در باب قدرت شیعه در عهد مقتدر خلیفه و حکمرانى آل بویه مطالبى را
مى نویسد که قزوینى بخشهایى را در کتاب النقض منعکس کرده است. دو اثر شیعى یعنى کتاب
النقض عبدالجلیل قزوینى رازى از اواسط سده ششم و تبصرة العوام سید مرتضى رازى از اوایل
سده هفتم، از گسترش تشیع در این دوره صحبت مى رانند. از این دو کتاب به دست مى آید
که خراسان و ماوراءالنهر پایگاه سنیان بوده و در شهرهاى نیشابور، طوس و بیهق، جوامعى
از سادات وجود داشتند، و گروههایى از شیعیان در شمال غرب ایران زندگى مى کردند؛ یعنى
زیدیها در ایالات خزر و اثنى عشریها در رى، قزوین، قم، آوه و کاشان نفوذ داشتند و داراى
مدارس و مراکز خاص خود بودند. در این دوره، علم کلام از بالاترین اهمیت برخوردار بود
و متکلمان پیشوایى شیعه را در دست داشتند و این دانش بر فقه و علوم دیگر چیره بود و
جهت آنها را معین مى کرد.

اختلافهاى کلامى میان شیعه و سنى

در این دوره اختلافهاى کلامى میان شیعه و سنى آشکار شد، و چندین مرتبه
میان آنها جنگهایى سخت در بغداد و شهرهاى دیگر برپا گردید و تعدادى کشته شدند. ابن
اثیر چندین واقعه خونین میان شیعه و سنى را در حوادث سالهاى 432، 443، 444، 478 و سالهاى
دیگر ضبط کرده است. منتقدان شیعه امامى کوشش مى کردند تا با اشاره به تشابه هایى که
میان ملاحده و شیعه در برخى از اعمال و باورها وجود داشت، آنها را رد کنند، ولى علماى
شیعه با دقت و فراست زیاد مى کوشیدند تفاوت شیعه امامى با قرامطه و باطنیه را براى
مردم و زمامداران آشکار سازند. عبدالجلیل قزوینى مى نویسد: مخالفان شیعه رافضى و ملحد
را یکى وانمود مى کردند و رافضى را دهلیز ملحدى مى خواندند.

از اشکالات کتاب بعض فضائح الروافض نیز که علیه شیعه نوشته شده است، خلط
بین آراى غلات، اخباریه حشویه با آراى اصولى شیعه اثنى عشریه بود. سید مرتضى رهبر شیعیان،
وقتى این کتاب را دید گفت:«عبدالجلیل قزوینى لازم است در جواب این کتاب بر وجه حق کتابى
بنویسد که کسى نتواند آن را انکار کند».

در دربار سلجوقیان به ویژه با دخالت و کاردانى خواجه نظام الملک، گاهى
به منظور روشن شدن حقیقت، مناظره هایى میان علماى بغداد صورت مى گرفت. مقاتل ابن عطیه
که اخیرا على لواسانى آن را ترجمه کرده و به چاپ رسانده است، خلاصه اى است از مناظره
و بحث میان علماى شیعه و سنى در محضر جلال الدین ملک شاه سلجوقى و وزیرش خواجه نظام
الملک طوسى که به اهتمام مقاتل بن عطیه، داماد خواجه تدوین شده است.

گردانندگان کلام شیعه بیشتر در بغداد حضور داشتند و قائم خلیفه عباسى
(423-467ق) پس از درگذشت سید مرتضى (م 436ق)، کرسى علم کلام را که به اعلم علما تعلق
داشت، به شیخ طوسى (م 460ق) سپرد. شیخ طوسى تا 12 سال بعد از سید مرتضى، هم ریاست شیعیان
را به عهده داشت و هم صاحب کرسى کلام در بغداد بود. او در آراى فقهى به دانشوران قم
که رویکرد به حدیث داشتند نزدیک شد، ولى در کلام پیرو نظریه عقلگرایى سید مرتضى بود.
موضع ایشان با توجه به شرایط سیاسى که براى شیعه پیش آمده بود، به اندازه سید مرتضى
علم الهدى کلامى نیست.

در سال 448ق فرمانده سپاه سلجوقیان دستور اعدام ابو عبدالله بن جلاب ـ
یکى از مشایخ شیعه را که نسبت به گرایش دینى خود پایدارى نشان مى داد ـ صادر کرد و
او به در مغازه خود به دار آویخته شد. بعد از آن سنیها به خانه شیخ طوسى هجوم بردند
و خانه او را سوزاندند. شیخ به نجف مهاجرت کرد و در این شهر به نشر آراى کلامى، فقهى
و تفسیرى خود پرداخت و در سال 460ق در نجف درگذشت. ابو على طوسى (متوفاى بعد از
515ق) پسر شیخ طوسى و ابو نصر طوسى (م 450ق) نواده شیخ طوسى، مکتب عقلى نجف را ادامه
دادند.

2ـ مکتب معتزله

مکتب اعتزال این خط مشى را دنبال مى کرد که از معیارهاى محسوس و عینى
حقیقت روى برگیرد و نگرش ذهنى، نقادانه و حتى آمیخته به شک را دنبال نماید. پیروان
این مکتب، عقل را منبع اصلى شناخت مذهبى مى دانستند. دیدگاه حاکم بر استدلالهاى معتزله
در حوزه شناخت خدا این بود که باورهاى مربوط به وحدانیت الهى را از تمام تیرگیها و
ابهامات پاک سازند و نقایصى را که به عقاید مردم در این خصوص راه یافته بود برطرف نمایند.
آنان براى اثبات وحدانیت خدا بسیار جدى مبارزه مى کردند و با فرقه هایى که صفات انسانى
براى خدا قائل بودند به بحث مى پرداختند. هر چند میان معتزله و امامیه بجز عقلگرایى
هر دو جریان، اشتراکات زیادى وجود داشت و ابوالمعالى محمد الحسینى العلوى در کتاب بیان
الادیان که در سال 486ق تألیف شده است درباره مذهب شیعه مى نویسد: در اصول مذهب با
معتزله برابرند، الا در اهل کبیره که معتزله مى گویند چون صاحب کبیره توبه ناکرده از
دنیا رفت، اهل دوزخ و عذاب مخلد است، ولى شیعه گوید شاید که ایزد بر او رحمت کند.

از کتابهاى مواقف و شرح مقاصد و ملل و نحل شهرستانى و ابن حزم و تبصرة
العوام و غیره نیز اتفاق شیعه و معتزله و اختلاف آنها با اشاعره به دست مى آید، با
این حال از دیرباز اختلافهاى میان معتزله و امامیه وجود داشت و کتابهایى در رد یکدیگر
نوشته اند. از جمله کتابهاى شیعه علیه معتزله مى توان به کتابهاى مجالسه مع ابى على
الجبایى بالاهواز ابو سهل نوبختى، و کتاب النقض على الاسکافى فضل بن شاذان نیشابورى
و النقض على ابى الهذیل فى المعرفه اثر محمد بن حسن نوبختى و الرد على اصحاب المنزله
بین المنزلین و الوعید نوشته محمد بن حسن نوبختى اشاره کرد.

در دوران وزارت صاحب بن عباد (م 385ق) میان تشیع و اعتزال رابطه حسنه
برقرار شد، چنان که مقریزى مى نویسد: کمتر اعتزالى را در این عصر مى یابیم که رافضى
نباشد. تا اینکه قاضى عبدالجبار همدانى (م417ق) کتاب المغنى فى التوحید و العدل را
در دو جلد بزرگ نوشت. و در بحث از مسئله امامت به نقض باورهاى شیعیان پرداخت و شریف
مرتضى به نقص کتاب عبدالجبار پرداخت و تعارض شیه و معتزله آشکار شد. با این حال هر
دو جریان با اهل سنت درگیرى تندى داشتند.

در اواخر دوران آل بویه و اوایل دوره سلجوقیان مکتب اعتزال تحت فشار شدید
محافل اصحاب حدیث، خصوصا حنبلیها قرار گرفت و تدریس آن محدود شد. مقاومت علیه معتزله
به طور رسمى توسط القادر خلیفه عباسى (م422ق) صورت گرفت. او عقیده نامه قادرى را نوشت
و دستور داد آن را در همه شهرها براى مردم بخوانند. در این کتاب حکم به کفر معتزله
داده شده بود. به تدریج مکتب اعتزال رو به انزوا گذاشت و معتزله بجز در برخى از شهرهاى
اسلامى از جمله خوارزم و رى و بغداد، حضور خود را از دست دادند و انتشار اشعرى گرى
کلامى؛ یعنى شاخه باقلانى، ابن فورک و امام الحرمین، به این جریان کمک کرد. معتزله
مبانى خود را بر سنت اسلامى پایه ریزى نکرده بودند و حرکتى عالمانه داشتند و تناسبى
میان این مکتب و مذاهب فقهى گردانندگان آن، یعنى فقه حنفى و شافعى نبود و همین امر
موجب شد هرگز این مکتب کلامى به درون عامه مسلمانان رخنه نکند.

چهره برجسته اعتزال در آستانه انزواى آن، قاضى عبدالجبار همدانى از معاصران
شیخ مفید بود. او در آغاز حیات خود در فروع پیرو مذهب شافعى، و در اصول پیرو اشعرى
بود. بعد به اعتزال گرایید و قطب معتزله شد. او در اعتزال پیرو مدرسه ابوالحسن محمد
بن على (م436ق) بصرى بود. خود در رأس آن قرار گرفت و این مدرسه با مدرسه اعتزال آل
بغداد در رقابت به سر مى برد. بجز کتاب المغنى، شرح الاصول الخمسه، و المحیط بالتکلیف
از آثار مهم او هستند. ابوالحسین بصرى، ابو رشید نیشابورى، ابوالحسن اصطخرى، ابوالقاسم
تنوخى و ابو یوسف قزوینى و محمد بن احمد بن عبدالله (م 478ق)از بزرگان اعتزال در دوره
سلجوقیان به شمار مى روند.

منـابـع

1- مشکوة، غلامرضا
جلالى، شماره 84 و 85

2ـ ابن اثیر، الکامل
فى التاریخ، بیروت، دار احیاءالتراث العربى، 1408ق.

3ـ یاقوت حموى، معجم
البلدان، دار بیروت للطباعة و النشر، 1408ق.

4ـ عبدالجلیل قزوینى
رازى، النقض، تصحیح سید جلال الدین محدث ارموى، تهران، انجمن آثار ملى، 1358ش.

5ـ ذهبى، تاریخ اسلام،
دارالکتاب العربى، 1411ق.

6ـ بغدادى اصفهانى،
تاریخ سلسله سلجوقى، خلاصه کتاب بصرة المفتره و عصر النظره عماد الدین.

 

7ـ همو، مکتبها و
فرقه‏هاى اسلامى در سده‏هاى میانه، ترجمه جواد قاسمى، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى
آستان قدس رضوى، 1375ش.

8ـ مونتگمرى وایت،
دوران ساختار تفکر اسلامى، چاپ ادینبورگ، 1973م.

منبع:

http://tahoor.com/fa/Article/View/114238?term=%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B2%D9%84%D9%87

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ شهریور ،۱۳٩۳
comment نظرات () لینک