معتزله


+ آرای مختلف در مورد صفات خداوند؛ از اشاعره و کرامیه تا معتزله و شیعه

علمای اسلامی نظریات متفاوتی در مورد صفات خداوند متعال دارند که بررسی هر کدام از آنها می تواند ما را در رسیدن به نظر صحیح کمک کند. به گزارش خبرگزاری مهر، یکی از مباحث در خداشناسی بحث صفات ذات باری تعالی است که بحث توحید در صفات را درپی دارد. مقصود از توحید در صفات آن است که انسان اذعان کند تمام صفات ثبوتیه ذات حق تعالی، عین ذات اوست. در نتیجه خداوند نه صفتی زاید بر ذات خود دارد و نه این صفات از نظر هویت ازهم دیگر متمایزند، بلکه تمایز صفات فقط از نظر مفهوم و اعتبار است. علمای اسلام در مورد صفات ثبوتیه ذات باری تعالی نظرهای مختلفی دارند.

- اشاعره؛ متکلمان اشعری معتقدند که صفات ثبوتیه از ذات حق تعالی جداست و هر صفتی زاید بر ذات است، و چون وجود خداوند ازلی است پس، از ازل هر صفتی برای ذات حق ثابت بوده است. طبق این قول علاوه بر قدیم بودن ذات، هر یک از صفات ثبوتیه خداوند نیز قدیم است. بنابر این اشکال لزوم قدمای ثمانیه وارد می آید که اشکالی است بسیار قوی و قابل پاسخ گویی نیست و در جای خود ثابت شده است.

-معتزله؛ این گروه از علما، اصلا برای خداوند قایل به صفات ثبوتی نیستند و تمام صفات ثبوتی را به صفات سلبی بر می گردانند و می گویند اگر می گوییم خداوند عالم است یعنی جاهل نیست و اگر می گوییم خداوند قادر است یعنی عاجز نیست و هم چنین در مورد صفات دیگر. این قول علاوه بر آن صفات کمال را از خداوند سلب می کند حداقل اشکال وارد به آن این است که با تصریحات آیات کریمه و روایات شریفه منافات دارد.

-کرامیه؛ نظریه این گروه از متکلمان آن است که هم به زاید بودن صفات بر ذات حق تعالی معتقدند و هم به حادث بودن آنها. کرامیه می گویند خداوند دارای صفات ثبوتیه است، اما این صفات زاید بر ذات و حادث است زیرا اگر چنین نباشد، بلکه اگر صفات مزبور با ذات حق تعالی عینیت داشته باشد، نظر عینیت جوهر و عرض خواهد بود و آن محال است و اگر صفات قدیم باشد تعدد قدما لازم می آید،و اگر صفات را نفی کنیم لازم می آید که بر خلاف نص صریح قرآن و سنت سخن گفته باشیم. غافل از آنکه نتایج نادرست این نظریه، بیشتر از نظریه اشاعره و معتزله است، زیرا طبق نظریه کرامیه لازم می آید ذات حق تعالی در زمان هایی عالم،قادر،حی،مرید و مُدرِک نبوده باشد.سوال این است که پس این صفات از کجا برای ذات خداوند به وجود آمده است؟

اگر از ناحیه خود ذات باشد فرض بر این است که ذات، عالم و قادر نبوده است تا بتواند برای خود کاری انجام دهد و اگر از ناحیه غیر ذات باشد،فرض بر این است که غیری وجود نداشته است و یا آن که بدون علت،صفات برای ذات بوجود آمده است که این نیز سخنی مضحک و غیر منطقی است.

 شیعه؛ عقیده بسیاری از فلاسفه و علمای شیعه بر این است که خداوند صفات ثبوتیه دارد و تمام صفات ثبوتیه با ذات حق تعالی عینیت دارد، یعنی ذات باری تعالی عین علم است، عین قدرت است و عین صفات ثبوتیه دیگر است و از این عینیت هیچ نتیجه نادرستی لازم نمی آید.

http://www.ghatreh.com/news/nn15341462/

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ شهریور ،۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک