معتزله


+ عقل گرایی و اعتقاد به اختیار انسان

عقل گرایی و اعتقاد به اختیار انسان مهم ترین آموزه های سیاسی معتزله را می توان به شرح زیر دانست:

1.ضرورت عقلی تشکیل حکومت و وجوب نصب امام بر امت اسلامی. از نظر معتزلیان چون از جانب شارع بر امامت شخصی تصریح نشده، تعیین امام به ضرورت عقلی بر مردم واجب است.

مبنای دیدگاه معتزله در نصب امام تامین نیاز مردم به برقراری نظم و انصاف در جامعه است.بر این اساس، ابی بکر اصم در موضعی افراطی به امکان الغای حکومت و دولت و بی نیازی از امام در صورت تامین آن بدون امام رای داده است. او می گوید: “اگر مردم با خودشان انصاف داشته باشند و ظلم و آنچه موجب اقامه حد می شود از بین برود، از امام بی نیاز می شوند”.

2. عموم معتزله معتقد بودند امام پس از پیامبر ابوبکر و سپس عمر و پس از وی عثمان و سپس حضرت علی علیه السلام بوده است و امت پس از ایشان هر که را که بخواهد بر می گزیند. البته دیدگاه هایی نیز در باب برتری حضرت علی علیه السلام مطرح شده است. قول به جواز امامت مفضول با وجود افضل از این قبیل است.

3. پذیرش خلافت خلفای راشدین و رد خلفای اموی. متکلمان معتزلی با پذیرش اصل انتخابی حاکم توسط مردم، خلافت خلفای راشدین را پذیرفته و معتبر می دانستند.

4. نفی جبر و قول به اختیار انسان در افعال خود. در مقابل جریان جبرگرایی و اهل حدیث، معتزله قول به اختیار را از اعتقادات خود قرار داد. بر اساس چنین اعتقادی گفته شده است معتزله قائل به تفویض هستند. از این منظر، انسان موجودی مختار آفریده شده و افعال او به خود وی تفویض شده است. انسان ها در ذات و خلقت خویش نیازمند خداوند تبارک و تعالی هستند، اما درافعال خود مستقل می باشند. چنین اعتقادی تبعات جدی در عرصه سیاسی نیز دارد. در صورتی که قول به اختیار کامل برای انسان پذیرفته شود، عرصه آزادی برای وی بسیار گسترده تر می گردد. این اصل به همراه عقل گرایی معتزله زمینه حضور فعال فرد را درعرصه سیاسی به همراه دارد. از نظر معتزلیان شریعت الهی در کنار عقل بشری جهت تامین سعادت انسان با یکدیگر تعاضد دارند و طبق قاعده لطف، تکالیف شرعی در کنار تکالیف عقلی، لطف محسوب می شود. از این رو شریعت از نظر معتزلیان ضرورت دارد و تاکید بر حجیت عقل، موجب تعطیل شرع نمی گردد.لذا به رغم اعتقاد به اختیار تکوینی، معتزلیان تکالیف شرعی را پذیرفته اند و تفویض به معنای مطلق را نمی توان به معتزله نسبت داد. حتی در بعد تکوینی نیز به نظر می رسد، اهتمام آنها صرفا اثبات اختیار آدمی بوده است و نه تاکید بر اطلاق آن و نفی نیاز انسان به خداوند پس از خلقت.

5. اعتقاد به برحق بودن یکی از طرفین درگیر در نزاع جمل و صفین. هر چند جریان اعتزال سیاسی مستقیما در ارتباط با موضع گیری در قبال جنگ های جمل و صفین شکل گرفت، اما بعدها اعتزال کلامی در تحلیل و موضع گیری در قبال این حوادث حکم به ناحق بودن یکی از طرفین جنگ داد. عموما چنین حکمی به صورت مبهم بیان شده است.

6 . اعتقاد به قبح تکلیف بما لایطاق و لوازم سیاسی اجتماعی آن. این حکم که یکی از اصول کلام عدلیه نیز به شمار می رود، یکی از فروعات مسئله عدل می باشد و مستلزم آن است که تکالیف سیاسی، اجتماعی و شرعی نیز به نوعی با توان و نیازهای انسان هماهنگ باشد.

7. ضرورت نبوت و تکالیف شرعی بر اساس لطف الهی. یکی از اصول و آموزه های مهم معتزله قاعده لطف است که بر اساس این قاعده هر آنچه انجام آن برای نزدیک شدن مکلف به انجام فعل لازم است، بر خداوند واجب می باشد.

8. قول به مقام منزله بین المنزلتین برای مرتکبین گناهان. از نظر معتزله برخلاف خوارج و مرجئه فرد عاصی نه از دین خارج می شود و نه چنین است که این گناهان به ایمان او مضر نباشد. بر اساس چنین حکمی که در جهان اسلام غالب گشت، نمی توان به صرف انجام گناه فردی را از حقوق فردی و اجتماعی او محروم کرد.

9. اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک اصل اعتقادی و تداعی های سیاسی آن. محوریت امر به معروف و نهی از منکر در نزد معتزله، بیانگر اهتمام آنها به عرصه سیاسی اجتماعی است. این امر از یک سو موجب مبارزه علیه ظلم و بی عدالتی می گردد و از این رو موجب نظارت و کنترل قدرت سیاسی می شود، و از سوی دیگر موجب گسترش و تداوم ارزش ها و هنجارهای سیاسی دینی می گردد.

http://www.bashgah.net/fa/content/show/39418

 

 

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ خرداد ،۱۳٩٠
comment نظرات () لینک