معتزله


+ نخستین موج یونان گرایی در جهان اسلامی

شکل‌گیری‌ دو جریان‌ فکری‌ در حکومت‌ عباسیان‌: منشیان‌ و روشنفکران‌ دینی‌

 یکی‌ از عوامل‌ عمده‌ای‌ که‌ عباسیان‌ را بر کسب‌ قدرت‌ خلافت‌ توانا ساخت‌ حمایت‌ موالی‌ ایرانی‌ از آنان‌ بود. بنابراین‌ شگفت‌انگیز نبود که‌ پس‌ از استقرار عباسیان‌، بسیاری‌ از مقامات‌ درجه‌ی‌ دوم‌ در دستگاه‌ اداری‌ و بیشتر قدرت‌ واقعی‌ به‌ دست‌ ایرانیان‌ یا آرامیان‌ ایرانی‌ شده‌ افتاد. نمونه‌ی‌ برجسته‌ی‌ آن‌ قدرت‌ خاندان‌ ایرانی‌ برمک‌ (برامکه‌) است‌ که‌ رئیس‌ آن‌ از 786 تا 803 م‌. (170 تا 187 ه.ق) وزارت‌ داشت‌. (مراد جعفر برمکی‌ (پسر یحیی‌ و برادر فضل‌ برمکی‌) وزیر و ندیم‌ مشهور هارون‌ الرشید است‌ که‌ عاقبت‌ به‌ امر هارون‌ به‌ قتل‌ رسید و برجسر بغداد مصلوب‌ شد و پدر و برادر و کسانش‌ به‌ آزار و شکنجه‌ گرفتار شدند.) انتقال‌ مرکز خلافت‌ از دمشق‌ به‌ عراق‌ - و به‌ شهر بغداد پس‌ از ایجاد آن‌ در 763 م‌. (146 ه.ق) در توزیع‌ قدرت‌ داخلی‌ تأثیر گذاشت‌. در واقع‌ این‌ بدان‌ معنی‌ بود که‌ زمام‌ امور حکومت‌ در دست‌ طبقه‌ی‌ کاتبان‌ یا کارمندان‌ اداری‌ بود، که‌ از سالیان‌ پیش‌ از فتوحات‌ اسلامی‌، همچنان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ طبقه‌ وجود داشتند و بیشتر فوت‌ و فن‌ حکومتی‌ امپراطوری‌ ساسانی‌ را حفظ‌ کردند. اینان‌ انتقال‌ دهندگان فرهنگ‌ ایرانی‌ یا بهتر بگوییم‌ فرهنگ‌ ایران‌ مآب‌ عراق‌ بودند. عده‌ای‌ از آنان‌ مسیحی‌ و عده‌ی‌ دیگر زردشتی‌ بودند؛ ولی‌ دین‌ زردشتی‌، به‌ خاطر اینکه‌ دین‌ رسمی‌ بود و تقریباً یکی‌ از نهادهای‌ دستگاه‌ حکومتی‌ به‌ شمار می‌رفت‌ در حال‌ زوال‌ بود. بدینسان‌ منشیان‌ دارای‌ فرهنگی‌ بودند که‌ به‌ آن‌ افتخار می‌کردند. این‌ فرهنگ‌، عناصر مهمی‌ از فرهنگ‌ یونانی‌، را دربرداشت‌، ولی‌ این‌ منشیان‌، به‌ استثنای‌ آنان‌ که‌ مسیحی‌ بودند، دارای‌ دینی‌ بودند که‌ چندان‌ رمقی‌ نداشت‌ و چون‌ دیدند که‌ بهترین‌ مناصب‌ در زمینه‌ی‌ حرفه‌ی‌ آنان‌ به‌ مسلمانان‌ واگذار می‌شود بسیاری‌ از آنان‌ اسلام‌ آوردند.

با این‌ همه‌، عباسیان‌ از حمایت‌ گروههایی‌ از اهل‌ سنت‌ و جماعت‌، به‌ ویژه‌ فقهای‌ آنان‌ برخوردار بودند. ظاهراً عباسیان‌ به‌ آراء این‌ فقها احترام‌ می‌نهادند و آماده‌ بودند تا قضات‌ را از میان‌ آنان‌ انتخاب‌ کنند. در عین‌ حال‌، آنان‌ را وادار می‌ساختند که‌ براختلافات‌ خود فایق‌ آیند و دیدگاه‌ مشترکی‌ اختیار کنند. یکی‌ از شواهد این‌ امر اندرزهایی‌ است‌ که‌ ابن‌ مقفع‌ (مقتول‌: 759م‌./142 ه.ق)، کاتب‌ ایرانی‌، که‌ ضمناً یکی‌ از بانیان‌ نثر عربی‌ نیز هست‌، در نامه‌ی‌ خود به‌ منصور خلیفه‌ (754-775 م‌./ 136-158 ه.ق) نوشت‌. ماجرای‌ این‌ مرد همچنین‌ نمونه‌ای‌ است‌ از منازعه‌ای‌ که‌ با رشد کلام‌ اسلامی‌ ارتباط‌ نزدیک‌ دارد - نزاع‌ بین‌ طبقه‌ی‌ منشیان‌ قدیم‌ و طبقه‌ی‌ جدید روشنفکران‌ دینی‌ که‌ در میان‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ در حال‌ شکل‌ گرفتن‌ بود و می‌توان‌ آنان‌ را، مطابق‌ آنچه‌ که‌ بعداً خوانده‌ شدند، طبقه‌ی‌ علما یا فقها نامید. این‌ جنگ‌ و ستیز، در حالی‌ که‌ می‌توان‌ گفت‌ بیشتر برای‌ تصّرف‌ مواضع‌ قدرت‌ در دستگاه‌ اداری‌ عباسیان‌ بود، فروع‌ بسیاری‌ به‌ ویژه‌ در عرصه‌ی‌ فکری‌ داشت‌. بدینسان‌، ابن‌مقفع‌ مبتکر حمله‌ای‌ است‌ بر قرآن‌، که‌ البته‌ پایه‌ی‌ تفکر طبقه‌ی‌ رقیب‌ بود. معروف‌ترین‌ اثر وی‌ ترجمه‌ی‌ کلیله‌ و دمنه‌ به‌ زبان‌ عربی‌ است‌، که‌ گنجینه‌ای‌ از حکمت‌ هندی‌ و شرق‌ است‌، و به‌ صور و اسامی‌ گوناگون‌ به‌ زبانهای‌ مختلف‌ ترجمه‌ شده‌ است‌؛ شاید هدف‌ ابن‌مقفع‌ آن‌ بود که‌ کلیله‌ و دمنه‌ را به‌ عنوان‌ بدیل‌ قرآن‌ عرضه‌ دارد.

روی‌ آوردن‌ منشیان‌ فلسفه‌

8-2- ابن‌مقفع‌ نظرگاهی‌ اختیار کرد که‌ می‌توان‌ آن‌ را مانوی‌ خواند؛ و تا مدتی‌، بعضی‌ از منشیان‌ محتملاً مانویّت‌ را پایگاه‌ مناسبی‌ برای‌ معارضه‌ با طبقه‌ی‌ در حال‌ ظهور علما و در حقیقت‌ با اربابان‌ مسلمان‌ خود یافتند. با این‌ همه‌، از حدود 779 تا 786م‌. (164 تا 171 ه.ق)، تعقیب‌ و آزار رسمی‌ زندیقان‌ یا «بدعت‌گران‌ ثنوی‌» جریان‌ داشت‌، که‌ به‌ طور عمده‌ متوجه‌ این‌ فرقه‌ از مانویت‌ بود؛ و پس‌ از این‌ دوره‌، در بین‌ طبقه‌ی‌ منشیان‌ کمتر نامی‌ از مانویت‌ شنیده‌ می‌شود. آن‌ گاه‌، راههای‌ دیگری‌ برای‌ طرح‌ دعوای‌ آنان‌ پیدا شد. یکی‌ از راهها نهضت‌ شعوبیه‌ بود، که‌ هدف‌ آن‌ بی‌ارج‌ ساختن‌ هر آن‌ چیزی‌ بود که‌ رنگ‌ عربی‌ داشت‌؛ ولی‌ این‌ نهضت‌ بیشتر جنبه‌ی‌ ادبی‌ داشت‌ نه‌ کلامی‌ و در این‌ مقام‌ نیازی‌ به‌ بررسی‌ بیشتر ندارد. آنچه‌ اهمیت‌ بیشتری‌ داشت‌ اینکه‌ منشیان‌ به‌ فلسفه‌ روی‌ آوردند، که‌ شاید بعضی‌ از آنان‌ همواره‌ در آن‌ تبحّر داشتند. فلسفه‌ متعلق‌ بود به‌ نظام‌ آموزشی‌ یونان‌ مآبی‌ که‌ در زمان‌ ساسانیان‌، در عراق‌ برقرار شده‌ و در دوره‌ی‌ اسلامی‌ نیز ادامه‌ یافته‌ بود. موضوع‌ عمده‌ی‌ این‌ نظام‌ آموزشی‌ احتمالاً طب‌ بود؛ ولی‌ فلسفه‌ و سایر «علوم‌ یونانی‌» (علوم‌ اوایل‌) نیز همواره‌ تدریس‌ می‌شدند. این‌ نظام‌ آموزشی‌ بیشتر در دست‌ مسیحیان‌، و معروف‌ترین‌ مدرسه‌ی‌ آن‌، مدرسه‌ی‌ جندی‌ شاپور (در حدود یک‌ صد میلی‌ - حدود 27 فرسنگی‌ - شمال‌ شرقی‌ بصره‌) بود. بعداً، چون‌ بیمارستانی‌ در بغداد تأسیس‌ شد، محتملاً فلسفه‌ نیز در رابطه‌ با آموزش‌ طب‌ تدریس‌ گردید. لذا، این‌ نظام‌ آموزشی‌ یونانی‌ مآب‌ فی‌نفسه‌ کامل‌ بود، و در تعدادی‌ از مؤسسات‌ گسترش‌ یافت‌. نظام‌ نوین‌ آموزشی‌ اسلام‌ چون‌ در میان‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ به‌ ظهور رسید، کاملاً مجزا از این‌ نظام‌ آموزشی‌ بود و تا بعد از سال‌ 1100 م‌ (اواخر قرون‌ پنجم‌ ه.ق) هیچ‌ یک‌ از رشته‌های‌ نظام‌ آموزشی‌ یونانی‌گرا را شامل‌ نمی‌شد.

صرف‌نظر از موضوع‌ خدمات‌ دیوانی‌، برقراری‌ خلافت‌ عباسی‌، به‌ دنبال‌ هرج‌ و مرج‌ بیست‌ ساله‌ی‌ آخر عصر اموی‌، موجب‌ توسعه‌ی‌ اقتصادی‌ و رونق‌ و بهروزی‌ گسترده‌ شد. با این‌ همه‌، به‌ تدریج‌ برای‌ خلیفه‌ و دستگاه‌ مرکزی‌ اداری‌، حفظ‌ سلطه‌ بر ولایات‌ روزبه‌روز دشوارتر گشت‌. اسپانیا تقریباً بلافاصله‌ از تصرف‌ عباسیان‌ به‌ درآمد و به‌ دست‌ شاخه‌ای‌ از خاندان‌ اموی‌ افتاد. در دیگر جاها، عباسیان‌ ناگزیر شدند حکامی‌ مادام‌العمر بگمارند و پس‌ از مرگ‌ آنها فرزندانشان‌ را به‌ حکومت‌ منصوب‌ کنند. یکی‌ از قدیمی‌ترین‌ نمونه‌های‌ آن‌ خاندان‌ طاهری‌ است‌ که‌ از 820 تا870 م‌. (205 تا 257 ه.ق) عملاً بالاستقلال‌ بر خراسان‌ فرمانروایی‌ کردند (طاهریان‌ تا 259 هجری‌ حکومت‌ کردند)، هر چند اسماً و ظاهراً مطیع‌ و وابسته‌ی‌ خلیفه‌ بودند. سلسله‌ای‌ دیگر به‌ نام‌ صفاریان‌ ، که‌ در آغاز در قسمت‌ شرقی‌تر مستقر بودند، به‌ نیروی‌ شمشیر، طاهریان‌ را کنار راندند. صفاریان‌ نیز به‌ نوبه‌ی‌ خود جای‌ خویش‌ را به‌ سامانیان‌ دادند، که‌ ابتدا در ماوراءالنهر حکومت‌ داشتند و سپس‌ قسمت‌ اعظم‌ سرزمین‌ ایران‌ را به‌ زیر سلطه‌ی‌ خود درآوردند. گمان‌ می‌رود حکومت‌ واقعی‌ آنان‌ از 874 تا 999 م‌. (261 تا 389 ه.ق) دوام‌ یافته‌ است‌. در شمال‌ آفریقا و جاهای‌ دیگر سرزمینهای‌ اسلامی‌ نظیر همین‌ جریانات‌ روی‌ داده‌ بود.

خطر از دست‌ دادن‌ قدرت‌ در منطقه‌ی‌ مرکزی‌ جدّی‌تر بود. این‌ جریان‌ به‌ موازات‌ استقلال‌ یافتن‌ ولایات‌ صورت‌ می‌گرفت‌. سرانجام‌، در سال‌ 936 م‌. (325 ه.ق) خلیفه‌ی‌ وقت‌ مجبور شد فرمانده‌ای‌ نسبتاً کم‌ اهمیت‌ به‌ نام‌ ابن‌رائق‌ را به‌ عنوان‌ «امیرالامراء» و فرمانروای‌ واقعی‌ بغداد به‌ رسمیت‌ بشناسد. در سال‌ 945م‌. (334 ه.ق) خاندان‌ ایرانی‌ آل‌بویه‌ جانشین‌ این‌ مرد شد. (در سال‌ 334 ه.ق، معزالدوله‌ دیلمی‌ به‌ بغداد درآمد و مقام‌ امیرالامرایی‌ و نظارت‌ بردار الخلاقه‌ به‌ دست‌ خاندان‌ شیعی‌ آل‌بویه‌ افتاد و در این‌ سال‌، که‌ مطیع‌اللّه‌ خلیفه‌ی‌ عباسی‌ بود، خود این‌ رائق‌ حیات‌ نداشت‌. وی‌ در اوایل‌ خلافت‌ المتقی‌ اللّه‌، در سال‌ 330 ه.ق، به‌ دست‌ ابومحمد بن‌ حمدان‌ کشته‌ شده‌ بود.) آل‌بویه‌ تا سال‌ 1055 م‌. (448 ه.ق) کنترل‌ خود را بر بیشتر مناطق‌ مرکزی‌ خلافت‌ حفظ‌ کردند، هر چند در سالهای‌ آخر، سلطه‌ی‌ آنها رو به‌ ضعف‌ نهاده‌ بود.

مترجمان‌ و نخستین‌ فیلسوفان‌ در نخستین‌ موج‌ یونانی‌گرایی‌

8-3- اندکی‌ پس‌ از تأسیس‌ خلافت‌ عباسی‌، ترجمه‌ی‌ آثار علمی‌ و فلسفی‌ یونانی‌ به‌ زبان‌ عربی‌ آغاز شد در ابتدا، انتخاب‌ آثار محتملاً به‌ دست‌ خود مترجم‌ یا ولی‌نعمت‌ او بود، ولی‌ خلیفه‌ مأمون‌ (813-833 م‌./ 198-218 ه.ق) و مشاوران‌ وی‌ به‌ اهمیت‌ علوم‌ یونانی‌ برای‌ تمام‌ امپراطوری‌ پی‌ بردند و کار ترجمه‌ را در مقیاسی‌ وسیع‌ سازمان‌ دادند. مؤسسه‌ای‌ به‌ نام‌ « بیت‌ الحکمه‌ » بر پاشد، که‌ در آن‌ کتابها ترجمه‌ و استنساخ‌ می‌شدند و کتابخانه‌ای‌ برای‌ مراجعه‌ نیز وجود داشت‌ کار ترجمه‌ در حدود یکی‌ دو قرن‌ ادامه‌ یافت‌ و در ترجمه‌های‌ قدیم‌ نیز تجدید نظر شد. بزرگ‌ترین‌ مترجم‌ این‌ دوره‌، حنین‌ بن‌ اسحاق‌ (809-873 م‌./ 194-260 ه.ق) از مسیحیان‌ حیره‌ بود که‌ استاد طب‌ در بغداد و طبیب‌ دربار خلیفه‌ متوکل‌ (خلافت‌: 847-861 م‌./ 232-647 ه.ق) شد. وی‌ چیزی‌ نظیر دارالترجمه‌، همراه‌ با چندین‌ همکار کار آمد در اختیار داشت‌. به‌ خلاف‌ بیشتر مترجمان‌ متقدم‌ - تقریباً همه‌ از مسیحیان‌ عراقی‌ - که‌ از زبان‌ سُریانی‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ می‌کردند، حنین‌، زبان‌ یونانی‌ را آموخته‌ بود و عادت‌ داشت‌ که‌ قبل‌ از ترجمه‌ به‌ مقابله‌ی‌ نسخه‌های‌ متعدد بپردازد؛ و این‌، از نظرگاه‌ فنی‌ و زبانی‌، عالی‌ترین‌ سطحی‌ بود که‌ مترجمان‌ بر آن‌ دست‌ یافتند. با این‌ همه‌، بعداً با رشد تفکر فلسفی‌ مستقل‌ در زبان‌ عربی‌، در این‌ ترجمه‌ها تجدید نظر شد تا استدلالات‌ روشن‌تر، دقیق‌تر و درست‌تر بیان‌ شوند؛ ولی‌ این‌ کار معمولاً از روی‌ تحریر سریانی‌ انجام‌ می‌گرفت‌ نه‌ از روی‌ اصل‌ یونانی‌.

وسعت‌ کار ترجمه‌، آدمی‌ را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد. هم‌ ترجمه‌ هایی‌ که‌ هنوز موجودند و هم‌ ترجمه‌ هایی‌ که‌ فقط‌ عناوین‌ آن‌ در دست‌ است‌ و قسم‌ اعظم‌ ترجمه‌ها را تشکیل‌ می‌دهند هر دو، در کتاب‌ موریتس‌شتاین‌شنایدر به‌ نام‌ ترجمه‌های‌ عربی‌ آثار یونانی‌ به‌ ترتیب‌ نام‌ مؤلف‌ یونانی‌ فهرست‌ شده‌ است‌. در نظر اول‌ چنین‌ می‌نماید که‌ تمام‌ کتابهای‌ علمی‌ و فلسفی‌ یونانی‌ به‌ زبان‌ عربی‌ ترجمه‌ شده‌اند؛ ولی‌ چنین‌ نیست‌. مطالعات‌ اخیر نشان‌ داده‌ است‌ که‌ در واقع‌ آنچه‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ شده‌، آن‌ قسمت‌ از آثار علمی‌ و فلسفی‌ یونان‌ بود که‌ در مکاتب‌ متأخر یونانی‌ مآب‌ هنوز با ارزش‌ شمرده‌ می‌شد؛ و این‌، تمام‌ آثار ارسطو به‌ استثنای‌ سیاست‌ را در برمی‌گیرد؛ حتی‌ بوطیقای‌ (فن‌ شعر) ارسطو به‌ عربی‌ ترجمه‌ شده‌ بود، هر چند آدمی‌ شگفت‌زده‌ می‌شود چگونه‌ کسانی‌ که‌ با فن‌ نمایش‌ هیچ‌گونه‌ آشنایی‌ نداشتند دست‌ به‌ این‌ کار زدند. آثار دوره‌ی‌ ما قبل‌ سقراط‌ ندیده‌ گرفته‌ شدند ؛ ولی‌ برخی‌ از نویسندگان‌ متأخرتر بیشتر از آنچه‌ اروپای‌ جدید به‌ آنها توجه‌ کرده‌ است‌ مورد توجه‌ قرار گرفتند؛ در واقع‌، ترجمه‌ی‌ عربی‌ آثار فلسفی جالینوسی‌، که‌ به‌ زبان‌ یونانی‌ موجود نیست‌، محفوظ‌ مانده‌ است‌. بدینسان‌، ترجمه‌ی‌ آثار یونانی‌ نه‌ تنها روزگار آغازین‌ فلسفه‌ را در زبان‌ عربی‌ بلکه‌ همچنین‌ تاریخ‌ متأخر علم‌ و فلسفه‌ی‌ یونانی‌ در دوره‌ی‌ هلنی‌ را روشن‌ می‌سازد.

دو جریان‌ فکری‌ زنده‌ در جهان‌ اسلام‌؛ جندی‌ شاپور و اسکندریه‌

8-4- کار ترجمه‌ با این‌ وسعت‌، به‌ ویژه‌ در فلسفه‌، تنها در جایی‌ امکان‌پذیر است‌ که‌ با سنتی‌ زنده‌، تماس‌ وجود داشته‌ باشد. غزالی‌ ، متکلم‌ بزرگ‌، مدعی‌ است‌ که‌ بر فلسفه‌ی‌ زمان‌ خود فقط‌ از راه‌ کتاب‌ تسلّط‌ یافت‌. این‌ معنی‌ تنها در مراحل‌ پیشرفته‌ باورکردنی‌ است‌ و خود گواه‌ است‌ بر جدایی‌ کامل‌ نظام‌ آموزشی‌ اسلامی‌ از به‌ اصطلاح‌ «علوم‌ بیگانه‌»؛ ولی‌ غزالی‌ قبلاً در رشته‌های‌ علم‌ کلام‌، تبحر یافته‌ و چه‌ بسا مقدمات‌ فلسفه‌ را نیز آموخته‌ بود، و این‌ نشان‌ می‌دهد که‌ ارتباط‌ او با سنت‌ زنده‌ی‌ زمانه‌ی‌ خود کاملاً قطع‌ نشده‌ بود. به‌ نظر می‌رسد که‌ در اوایل‌ دوره‌ی‌ عباسیان‌ دو جریان‌ عمده‌ی‌ سنتی‌، جهان‌ اسلام‌ را تحت‌ تأثیر قرار داده‌ بود:

http://www.p30lords.com/showthread.php?t=8682

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٢ آذر ،۱۳۸٩
comment نظرات () لینک