معتزله


+ لیلا احمد متفکر مصری-آمریکایی (نومعتزله)

 الف- لیلا احمد(1940- )/Lila Ahmed متفکر مصری-آمریکایی و استاد در رشته های مطالعات زنان و مذاهب  دانشگاه هاروارد است. پیش از آن او استاد رشته مطالعات زنان و مطالعات شرق در دانشگاه ماساچوست آمریکا بوده است. لیلا احمد در قاهره و در یک خانواده با فرهنگ  و مرفه به دنیا آمد و بنا به گفته خودش تربیت خانوادگی او و آموزه های دینی که از  مادر و مادربزرگ خود دریافت کرده است که تفاوت آشکاری با اسلام رسمی داشته است- بیشترین تاثیر را بر دغدغه های او گذاشته است. لیلا احمد کل دوره تحصیلات عالی خود را در دانشگاه کیمبریج گذرانده است. احمد از شناخته شده ترین متفکران زن مسلمان است. او کتاب بسیار مشهور خود با عنوان«زنان و جنسیت در اسلام: ریشه های تاریخی مباحث مدرن» را در سال 1992 منتشر کرد.

این کتاب حاوی تحلیلی اصیل درباره تاریخ اسلام، فمینیسم اسلامی و نقش تاریخی زنان در اسلام است. کتابی که تحسین محققانی چون ادوارد سعید را برانگیخت؛ چنانکه سعید درباره این کتاب میگوید: کتاب لیلا احمد آگاهی بخش ترین، همدلانه ترین و معتبرترین تحلیل جدی و مستقل درباره این موضوع است.

خانم احمد در این کتاب استدلال میکند که زنان در خاورمیانه با تفسیر پدرسالارانه ای از اسلام مواجه هستند که با حقیقت اسلام متفاوت است. او در ابتدای کتابش دو ندای متفاوت اسلام در مسئله زنان را از یکدیگر تفکیک میکند: نخست اسلامی که ساختاری اخلاقی دارد و مدافع برابری معنوی و اخلاقی کل بشر است و دیگری اسلامی که ساختاری سلسله مراتبی دارد و بر مبنای روابط نابرابر میان زنان و مردان استوار شده است. لیلا احمد معتقد است اسلام زن ستیز و مردمحور تحت تاثیر خلافت عباسیان گسترش یافته و با گسترش و نفوذ آن، ندای مبتنی بر عدالت و برابری در مقابل ندای سلسله مراتبی و جنسیت یافته به خاموشی گراییده است. به باور او تثبیت اسلام مرد سالار، به عنوان قرائت رسمی از اسلام، میراث حکومت عباسیان است

 

* ب- مقاله ای از لیلا احمد با عنوان “صدر اسلام و موقعیت زن: مسئله تفسیر” توسط خانم صدیقه شکوری راد به فارسی ترجمه شده است که دربردارنده خطوط کلی اندیشه و استدلالهای احمد در کتاب زنان و جنسیت در اسلام است. در این پست سعی میکنم گزارش کوتاهی از این مقاله بدهم

احمد در این مقاله بر اهمیت پیام معنوی اسلام تاکید میکند و سبک زندگی محمد(ص) - که به عنوان منبعی برای وضع قوانین اسلام در دوران امویان و عباسیان  مورد استفاده قرار گرفته است - را عمدتاً مربوط به زمان خود پیامبر و زمینه اجتماعی که او در آن زندگی میکرده است میداند. او با ارائه گزارشی تاریخی از نحوه تفسیر آیات قرآن و نحوه زیست پیامبر، تلاش میکند تا نشان دهد چگونه اوامر قرآنی که عمدتاً گزاره هایی وسیع و کلی هستند و طبیعتی اخلاقی دارند، صورتی مشخص و حقوقی پیدا کردند. او با آوردن شواهدی تاریخی نشان میدهد که در دوران امویان چگونه قوانین محلی و قوانین اسلامی در یکدیگر ادغام شدند و از هر یک برای تفسیر دیگری استفاده شد و چگونه در نقاط مختلف بلاد اسلام برداشتهای مختلف به فراخور باورهای قومی، فرهنگی و منطقه ای از آیات مشابه، احکام مختلفی در پی داشت و چگونه در این میان بیش از هر چیز عناصر قرآنی مغفول واقع می شدند.

او اشاره میکند که در دوران حکومت عباسیان این روند تفسیری با سرعت ادامه یافت و مجموعه ای از تعالیم اسلامی که ریشه در استدلال شخصی عالمان دینی داشت به تدریج شکل گرفت و با گذشت زمان حجیت پیدا کرد و رفته رفته مجموعه حقوقی که در سه سده نخست اسلام تکامل یافته بود به عنوان شرع الهی کامل و عاری از خطا تقدس پیدا کرد و حاصل آن برای زنان جز تثبیت نگرش و سلطه مذکر و تحمیل آن بر همه مسلمانان در اقصی نقاط جهان نبود

* ج- از سوی دیگر لیلا احمد به برخی اختلافهای اساسی در مکاتب فقهی سنی اشاره میکند که پیامدهای متفاوت و گاه متعارضی را برای زنان دربرداشته و دارند. او به عنوان مثال به مسئله ازدواج و طلاق در مکاتب مختلف فقهی اشاره میکند و یادآوری میکند که با توجه به تفاوتهای عمیق این مکاتب در مسئله حقوق زن در امر ازدواج و طلاق تردید اساسی در تقدس و کمال  احکام فقهی وجود دارد. همچنین نشان می دهد که تنها اگر میزان قدرت و گستره هریک از این مکاتب با آنچه امروز هست متفاوت بود چه تغییرات عظیمی  و بنیادی ای در وضعیت زنان در جهان اسلام حاصل میشد

او همچنین به نحوه گردآوری و تنظیم قرآن اشاره میکند و اینکه اگرچه بر مبنای عقاید ارتدکس متن قرآن عین کلماتی است که محمد(ص) خوانده است و متن کتبی عیناً با اظهارات شفاهی پیامبر مطابقت دارد. اما برخی از متفکران در بدون اشکال بودن این تبدیل(از گفتار به نوشتار) تردید کرده اند ضمن اینکه هنگام تدوین نسخه معتبر قرآن در زمان عثمان نسخ متعدد و متفاوتی از قرآن موجود بوده است که اعتقاد اسلام ارتدکس درباره قرآن را به چالش میکشد. احمد در عین حال به عناصر مختلف دیگری نیز اشاره میکند که به این عدم قطعیت دامن می زنند: از آن جمله محدودیتها در ابزار نوشتن و نا قص بودن حروف عربی. احمد اشاره میکند که اتخاذ تصمیم درباره اینکه کدام قرائت از قرآن درست است آنهم برای قرآنی که در آن تنها حروف و نه اعراب نوشته شده بود تا چه میزان کاری تفسیرآمیز است

 او معتقد است که تردید در احکام فقه یا اعتقاد به آغشته بودن قرآن به تفسیر از نگاه اسلام ارتدکس همواره با تحذیرهای مهیبی همراه بوده است که منجر به خاموشی قرائت اخلاق مدارانه از اسلام شده است. قرائتی که میتوانست برای زنان تعیین کننده باشد

* د- او در ادامه مقاله اشاره میکند که  اگرچه در سراسر تاریخ اسلام قدرت در دست مسلمانان ارتدکس بوده است اما  برخی فرقه هایی هم وجود داشتند که اولویت را به جنبه اخلاقی پیام اسلام دادند. لیلا احمد بطور مشخص به صوفیان و نهضت قرامطه اشاره میکند که در زمینه های مختلف دینی، سیاسی، اجتماعی قرائتی از اسلام را طرح کردند که اساساً با اسلام ارتدکس متفاوت بود

او از صوفیان به دو نمونه رابعه عدویه و ابن عربی اشاره میکند و معتقد است حکایاتی(افسانه هایی) که درباره رابعه نقل میکنند نشان میدهد که موضع صوفیان درباره زن از بنیاد با اسلام ارتدکس متفاوت بوده است. احمد با تحلیل برخی از این افسانه ها نشان میدهد که به باور صوفیان زنان و مردان ورای جنبه های جسمی و جنسی  هر دو میتوانند با هم ارتباط داشته باشند و به مقامات معنوی بالایی دست یابند، چنانکه رابعه حسرت، حسادت و تحسین مردان بزرگ صوفی را برانگیخته بود. همچنین او به عقاید ستایشگرانه ابن عربی درباره زنان اشاره میکند که در حکم بر ارتداد او موثر واقع شد و چنین اندیشه هایی را اساساً در مقابل اندیشه های اسلام ارتدکس ارزیابی میکند

در پرانتز اشاره کنم که خانم آنه ماری شیمل اگرچه میپذیرد که تصوف نسبت به دیگر شاخه های اسلام نسبت به زنان مساعدتر بوده است اما در نهایت معتقد است آن هم به جز برخی استثنائات انحراف جدی از عقاید مرسوم نشان نمی دهد

به عنوان موردی دیگر خانم احمد به نهضت قرامطه اشاره میکند که اگرچه ما هیچ متنی از زبان خودشان در توصیف عقاید و باورهایشان در دست نداریم اما از نوشته های تاریخ نگاران چنین بر می آید که آنان نیز ظاهراً از دستورات اجتماعی اسلام ارتدکس درباره روابط بایسته میان زنان و مردان به نحو اساسی فاصله گرفته اند.

آنان خود را نمایندگان تحقق اسلام راستین و در تعارض با تفسیرهای نادرست از اسلام و مفاسدی میدانستند که بوسیله حاکمان اسلامی انجام میشد.از نوشته های تاریخی اینگونه بر می آید که زنان قرمطی پوشش نداشتند و هردو جنس تنها یک همسر داشتند و زنان و مردان در اجتماع با یکدیگر ارتباط داشته اند و همین امور هم باعث شده است تا تاریخ نگاران قرمتیان را فاسق و فاجر بدانند

* ه- احمد در پایان مقاله خودش به این نکته اشاره میکند که برهه ای از تاریخ که در آن قوانین اسلامی و تفسیر متون دینی تفصیل و تدوین یافت و به صورتی درآمد که از آن زمان تا کنون معتبر و موثق محسوب شده است، دورانی مشخصا نامیمون برای زنان بوده است. در آن دوران بجای تاکید بر دستورات اخلاقی اسلام و عدالت انصاف بین انسانها- تحت تاثیر شرایط تاریخی ، فرهنگی و اجتماعی- اسلام به سویی رفت که باعث تحقیر زنان مسلمان و تضییع حقوق انسانی آنها شد و اکنون زمان آن است که جریان تدوین حقوق اسلامی درباره زنان مورد سوال و تجدید نظر قرار گیرند.

*کتابشناسی لیلا احمد

A Border Passage: From Cairo to America - A Women’s Journey (1999) 

Women and Gender in the Islamic Middle East (1993)

Women and Islam (1993)

Women and Gender In Islam: Historical Roots of a Modern Debate (1992)

Feminism and Cross Cultural Inquiry: The Terms of Discourse in Islam,” in Coming To Terms: Feminism, Theory, and Politics (1989)

Arab Women: 1995,” in The Next Arab Decade: Alternative Futures (1988)

Between Two Worlds: The Formation of a Turn-of-the-Century Egyptian Feminist,” in Life Lines: Theorizing Women’s Autobiography (1988)

A Traditional Ceremony In an Islamic milieu in Malaysia,” in Muslim Women (1984)

Edward W. Lane: A Study of His Life and Works and of British Ideas of the Middle East in the Nineteenth Century (1978)

برای مطالعه بیشتر نک

احمد، لیلا. صدر اسلام و موقعیت زن مساله تفسیر. ترجمه صدیقه شکوری‌راد. در بولتن مرجع4:فمینیسم. سردبیر:مهدی مهریزی. انتشارات بین المللی الهدی.ص202-220

زنانه نگری/فمینیسم مریم نصراصفهانی

http://www.critic.ir/index.php?s=feminism

نویسنده: محمود موحدان

 

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٩
comment نظرات () لینک