معتزله


+ محمد عابد الجابری؛ «ساختار شکن مراکشی»

فرزاد نادری 

http://www.aftab.ir/lifestyle/view/126197 منبع:

محمدعابد الجابری در ۲۷ دسامبر ۱۹۳۸ درفجیج مغرب به دنیا آمد تحصیلا ت اولیه او در رشته فلسفه علم و اپیستمولوژی بود، در سال ۱۹۶۷ از دانشگاه عمر پنجم (رباط) دیپلم مطالعات عالی در فلسفه گرفت و در سال ۱۹۷۰موفق به اخذ درجه دکتری فلسفه در همان داشگاه شد، جابری از متفکران برجسته معاصر جهان عرب محسوب می شود و مباحثی چون معرفت در اسلا م، معنای عقلا نیت عربی، تکامل تاریخی جامعه اسلا می، نقش طبقه روشنفکر، اجرای شریعت و آینده نگری و جهت گیری آینده کشورهای عربی از مسائلی هستند که در ذهن این فیلسوف از اهمیت بالا یی برخوردار است. زیربنای کنکاش فلسفی او مسئله دانش در فلسفه اسلا می و عربی است و دغدغه اصلی او ایجاد پلی بین سنت عقلا نی عربی- اسلا می و سنت عقلا نی معاصر غرب است. او هم اکنون استاد دانشگاه سوربن فرانسه است و به دو زبان فرانسه و عربی می نویسد. همچنین تاکنون جوایز زیادی من جمله:

۱) جایزه ویزه فرهنگ عربی بغداد (از سوی یونسکو ۱۹۸۸)،

۲) جایزه فرهنگی مغرب (۱۹۹۹)،

۳) جایزه MBT ویژه مطالعات فکری عرب را به خود اختصاص داده است.

عنوان بعضی از کتابهای به شرح زیر است.

۱) عقل سیاسی در اسلا م

۲) عصبیت و دولت: تاملا ت ابن خلدونی در تاریخ

۳) تکوین عقل عربی

۴) ساختار عقل عربی

۵) رنسانس عربی

۶) دموکراسی و حقوق بشر

۷) دین و دولت و کاربرد شریعت و... با توجه به گستردگی و کثیرالجوانب بودن اندیشه جابری که امکان تشریح همه جوانب آن نیست ما به صورت خلا صه قسمتی از مبانی اندیشه او را می آوریم.

۱) گرایش های متقابل سنت و تجدد: جابری در کتاب <ماوسنت ما> به ۳ گرایش متقابل بین سنت و تجدد اشاره می کند.

اول: گرایش سلفی: که قرائتی ایدئولوژیک است ودر این قرائت تاکید بر هویت خویش و نفی چپ دیگری (غرب) نقش عمده دارد

دوم: گرایش لیبرالیستی: که سنت را از منظر غرب می نگرد پس قرائتی غرب محور است

سوم: گرایش چپ گرا: که می توان آن را سلفی گرایی مارکسیستی نامید. از این منظر تاریخ عربی اسلا می چیزی نیست جز نمود طبقاتی و جدال دائمی ماتریالیسم و ایده آلیسم

۲) اعتقاد به عقلهای گوناگون و تاثیرپذیری از مکاتب ساختارگر: از نظر او عقل شبکه یا نظامی از اصول کسب معرفت و یا بازتولید آنست که در چارچوب فرهنگی معین شکل می گیرد و به همین اعتبار از عقل های گوناگون سخن می گوید.

۳) روش او در نقد عقل عربی: این نقد در سه مرحله صورت می گیرد.

۱) ضرورت گشت از تفسیر و درک سنتی از میراث

۲) تفکیک ذهن به عنوان فاعل شناسی از موضوع قابل شناخت

۳) کشف عناصر و رویه های ایدئولوژیک نهان و آشکار در میراث و پیوست مجدد با سنت

۴) جابری در کتاب <عقل سیاسی در اسلا م> با ارائه قرائتی جدید از سنت اسلا می و با تکیه بر مفهوم عقل سیاسی با استفاده از متون و رخدادهای تاریخی به بررسی عقل سیاسی می پردازد

۵) از نظر جابری اپیستمولوژی هرگز از ایدئولوژی خالی نبوده است و با این نظرف اهمیت هژمونی را در فرهنگ عربی توصیف می کند وی با یکی انگاشتن هژمونی و اپیستمولوژی می کوشد آنچه را که در فرآیند تعامل بین عقلا نیت و ایدئولوژی در سراسر تاریخ عرب نامفهوم می نماید، توضیح دهد

۶) از نظر او پارلمان در کشورهای عربی جهان باز تولید ساختار همیشگی است.

 

 

نویسنده : سید محسن موسوی زاده ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٩
comment نظرات () لینک