معتزله


+ فرقه های معتزله

 

فرقه معتزله

سومین بار به واصل بن عطا وپیروانش که ازمجلس درس حسن بصری خارج شدند و به معتزله و اهل عدل و توحید و قدریه معطله نیز مشهورند.4
  برخی دیگر اعتزال واصل بن عطا از امت اسلامی و مذاهب زمان او را سبب این نام گذاری می دانند.5
ابوالقاسم بلخی معتزلی می‌گوید علت این که به معتزله این لقب را داده‌اند این است که درباره مرتکب کبیره اختلاف نظر وجود داشت؛ خوارج قائل به کافربودن و نسبت شرک  می‌دادند .
مرجئه قائل به مؤمن بودن وی بودند، چون اقرار به خدا و رسولش  داشتند.
اهل حدیث آنان را مؤمن فاسق می دانستند.
 معتزله از تمامی این گروه‍ها دوری جستند وگفتند ما مورد اتفاق همه آراء را می‌گیرم و مورد اختلاف  را حذف می کنیم وآن اینکه این آدم را فاسق می‌دانیم ولی او را با کافرنمی شماریم.
از آنچه گفته شد چنین می‌توان نتیجه گرفت معتزله به دو دسته تقسیم می‌شود.
1- پیشنیان در معتزله
2- معتزله واصلی
 میان این دو دسته جز از حیث اسم هیچ گونه مشابهتی نیست و از لحاظ فکری و عقیده ابداً با یکدیگر ارتباطی ندارند معتزله اول فقط عزل از زندگی بود در مسجد به نماز و روزه مشغول بودند معتزله سیاسی فقط از دیدگاه سیاسی اعتزال اختیار کرده بود که نه طرفداری از علی(ع) بنمایند و نه از معاویه.
   اما معتزله واصلی بر خلاف آن گره‌های نخست نه رنگ صوفی گری را دارا بودند نه رنگ سیاسی داشتند کارشان فقط تحقیق و بررس های علمی وهدفشان پاسخ گفتن به شبهات مخالفین دین بود.
   هرچند بعید نیست که قدریه و جهمیه و جبریه از قبیل معبد جهنی، غیلان دمشقی، جهم بن صفوان ونظایر اینها موجب پدید آمدن معتزله را فراهم آورده باشند و سرانجام رفته رفته به صورت مدرسه عقلی بزرگی که دارای مبانی و فلسفه مخصوص است در آمده باشند و نظریات سیاسی خویش  را تدریجا به صورت اعتقاد دینی در آورده‌اند6.
  خلاصه اینکه ظهور معتزله یک نهضت علمی و عقلی بزرگ در اسلام بوده است که بدست واصل بن عطا و یارانش پدید آمده وپیروان این مدرسه در آغاز فرقه‌ای دینی و اعتقادی بودند و تدریجا در مسیر تاریخ اجتماعی شدند  در سیاست نیز وارد شدند و عقایدی را از قبیل امامت و شرایط آن و عصمت آن را بیشتر مورد بحث قرار دادند7.

                     زمینه های پیدایش معتزله


        علم دوستی و علاقه مسلمین به آموختن علوم با زندگی سیاسی  درقرن دوم هجری توام شد بسیاری از احزاب سیاسی روی اعراض شخصی و یا اجتماعی و منافع حزبی متوجه نظریات خاص کلامی شدند7/1. آنچه درگذشت از حوادث صدر اسلام روی داد موجب شد که طبیعت فکری  مسلمین تا حدی عوض شود و تدریجا یک دسته مسائلی پرورش یافت که مسلمانان دانش دوست را وادار کرد تا پیرامون آن بحث و تفحص بیشتری بکنند چون در تربیت اسلامی صورتی ساخته شد که هرکس می‌خواست هرچیز را بفهمد و به علل و عوامل هر پدیده‌ای پی برد و به هر اشکالی پاسخ گوید بدین منظور گروهی پیدا شدندکه عقاید و افکار خود را در قالب های فلسفی و منطقی و استدالالی ریختند تا پاسخگوی پرسشها باشد این گروه را بعدها معتزله نامیدند.
    در بین مسلمین گروهی بودند که  عقاید اسلام را زیر سوال می‌بردند مانند دهریان، مانویان، اهل کتاب یهودیان و مسیحیان ذمی از آن گذشته خود انسان از خودش می‌پرسد خدا یعنی چه و چرا به او ایمان بیاوریم و... در چنین شرایطی لازمه آن دوران ظهور معتزله برای دفاع ازکیان اسلام و مسلمین بود تا با استدالال های منطقی و فلسفی و حکیم وار جواب  دهند.
      از آن گذشته قرن دوم هجری که ملل متحد غیر عرب مانند ایرانیان و سریانیان وارد قلمرو حکومت وتمدن اسلامی شدند عقاید سادة اسلامی را در باب الهیات مورد تحقیق و دقت وبازسازی قرار دادند. از سوی دیگر از نیمه قرن دوم هجری قمری که معارف وفلسفه‌ی یونان باستان  و ایران به زبان عربی ترجمه شد مسلمانان ومتفکران اسلامی با آن معارف آشنا گشتند یک جنبش فکری و باز اندیشی بین آنان پدید آمد و اذهان متفکران را در باب اندیشیدن عقاید اسلامی واداشت و افکار آنان به جستجو و تکاپو افتاده و به استدلال پرداختند در این میان گروه خردگرا درتفکر اسلامی واستدلال کلامی روشی پیش گرفتند که آنان را اصطلاحاً «‌معتزله» خوانند. که عقل و منطق و استدلال عقلی  وآزاد اندیشی را بر هرچیز مقدم می‌داشتند. از این رو ظواهر ونصوص قرآن و احادیث را با موازین عقل می‌سنجیدند آئین معتزله را یک نظام خردگرا درعالم اسلام شمرده‌اندکه برجسته ترین جنبش فکری آن عصر بود.

                                 مؤسس و پیدایش معتزله


     شخصی که اعتزال را بنیاد نهاد واصل بن عطاء بود(م131هـ ق)1.وعده‌ای گویند اولین شخص این فرقه حسن بصری بوده است. بنا به قول شهرستانی در ملل ونحل اختلافاتی که در اصول در ایام صحابه تولید شد بدعت معبدجهنی وغیلان  دمشقی و یونس اسواری بودکه درباره قدر سخن می‌گفتند بنابراین قول ابومنصور بغدادی درالفرق بین الفرق2 در ایام حسن بصری مخالفت واصل بن عطاء در تقدیر و منزلت میان منزلین یعنی واسطه ما بین کفرو ایمان پدید آمدو عمرو بن عبید هم در این بدعت هم آواز وی شد حسن بصری ایشان را ازمجلس درس خود برانید. ایشان در نزد ستونی از ستونهای مسجد بصره عزلت اختیار کرد و به این جهت  ایشان را معتزله گفتند 8.
      عده‌ای محل ظهور این فرقه را عراق دانسته که درآنجا نژادسامی با نژاد ایرانی  به هم آمیخته‌اند زمانی که معتزله به وجود آمد وضعیت عقیده و شبهه بسیار زیاد بود به طوری که اواسط خلافت بنی امیه تفکر دراصول مذهب از طرف جمعی از مسلمانان غیر عرب قوت گرفت و موضوع قابل توجهی که مورد مباحثه و نظر قرار گرفت مساله قضا وقدر الهی جبرو اختیار بود اولین شبهه دراین قسمت در عصر خلافت عبدالملک بن مروان بظهور رسید و ابتدا معبد بن عبدالله جهت مقابله بر علیه جبریه منتشرنمود و بنا برقولی او این اندیشه  را از یک  ایرانی سنبویه نام فرا گرفته بود9.
  حسن بصری در ایامی که در بصره به وعظ  و تعلیم مشغول بود عده کثیری از فصاحت ودانش وی و موعظه‌اش استفاده می‌نمودند وحسن درنتیجه زهد و تقوا توجه کثیری از مسلمانان را جلب کرده بود. بصری می‌گفت؛ مرتکبین معاصی کبیره منافق خوانده می‌شود، واو ازکافر بدتر می باشد.
  ازارقه از علماء خوارج می‌گفت: هرکس چه مسلمان چه غیر مسلمان مرتکب گناه کبیره یا صغیره شود مشرک می‌باشد وقتل او و اطفال و زنانش واجب است .

   در این موقع واصل بن عطاء رای هیچ کدام را نپذیرفت و نظریه سومی را ارائه نمود که حد وسط آن دو می باشد. نه کافر است نه مسلمان حدوسط  منزلت بین منزلتین.
واصل بن عطا در گستر ش اندیشه خود بسیار مؤثر بود در رفتار اجتماعی سعی‍ش براین بودکه احساسات دیگران را خدچه دار نکند. بخاطرهمین اصلاح خواهی در مسلة قتل عثمان وضع خود را روشن نکرد واین به صلاح پیروانان علی (ع) بود .
   واصل با علوییان مدینه روابطی استوار وحسنه‌ای داشت، زیدیه را مانند پیشوایان خود گرامی می داشتند .10

                               گسترش معتزله و سیاسی شدن آنان
     موقعیت سیاسی طوری پیش آمد کرد که عباسیان به خلافت رسیدند ، همان روشی را پیش  گرفتند که واصل مبین آن بود در مسالة‌ منزلت بین المنزلتین و در مورد آزادی انسان که موافق با سیاست تبلیغی عباسیان بود از معتزله نزدیک یک قرن تمام جانبداری کردند.11 واین جانبداری موجب گسترش بسیار سریع معتزله گردید، به طوری که یک شرق شناش می نگارد ؛
     «جنبش آنان (معتزله) چنان به سرعت بسط پیدا کر د که بخش بزرگی ازنخبگان فرهنگی مسلمانان را به آن نام خواندند . و در زمان فرمانروایی چند خلیفه،پایتخت خلافت عباسی بغداد به مرکزاین مکتب تبدیل شد.»12
      علتی که عباسیان از معتزله جانب داری می کردنداین بود که واصل شاگردان خود را به سراسر جهان اسلام می‌فرستاد تا با دشمنان دین مجادله کنند. اینان خود را «اوتاد الله» می‌خواند واین فعالیت موقعی بود که عباسیان نیز به دعوت جامعه اسلامی برای قیام  برخواسته بودندودرنهان و آشکار برای بر انداختن دولت اموی می‌کوشیدند مساله آزادی انسان در گفتار معتزله با سیاست رابطه محکمی داشت چون امویان قائل به جبر بودند واز آن دفاع می کردن‌ آنچه درصفین گذشت وموجب انتقال قدرت به آنها شده بود. می‌گفتند امری بوده که خداوندخواسته ومحتوم بوده است.
   اندیشه اعتزال در زمان مامون بن رشید«298-218 ه.ق»مذهب رسمی و دولتی خلافت گشت، انگیزه مامون دراین اقدام علل سیاسی داشت اولاً خلیفة معتقد بود که فرونشاندن نهضتهای مردمی با استقرار یافتن مذهب واحد دولتی کاسته خواهدشد، ثانیاً با رسمی گشتن این مذهب از گسترش مذهب اهل البیت (علیهم السلام) جلوگیری خواهد شد .
  مذهب معتزله بر اساس اصول خمسه درسال 212ه‍ ق مذهب رسمی کشور اسلامی شد. درتاریخ 218هـ.ق فرمانی صادرشدکه همةقاضیان و علما وفقها از لحاظ معتقدات مذهبی باید مورد امتحان واقع شوند هرگروه که از اصول معتزله امتناع ورزند محکوم به تبعید می شوند. جانبداری دستگاه عباسی از معتزله سبب گسترش و افول زود هنگامش گشت.
 خلیفة‍ المتوکل الی الله 233-247ه‍ ق بر خلاف اسلاف خود جانب اهل حدیث و  سنت را گرفت.13 و از معتزله دوری جست. و با پشتیبانی دستگاه خلافت از اهل حدیث و تبلیغ فقها و محدثین بعداز این معتزله رو افول نهاد.

 افول معتزله
   درذیحجه  سال 247ه‍ ق پس از واثق مردم با متوکل بیعت کردند وی به اهل سنت وحدیث تمایل یافت و آنانرا یاری کردو درسال248 هـ.ق محنت برداشت و آنرا به همه نواحی اعلان کرد. محدثان رابه سامرا فرا خواند و تکریم کردو ازآنان خواست تا احادیثی مربوط به صفات و رؤیت را نقل کنند و با این عمل توجه ورضایت مردم را به خود جلب کرد14.
      پس از متوکل تا پایان قرن سوم اقتدار معتزله در هم شکست ومخالفان آنان مورد حمایت حکام عباسی بودند اهل حدیث و ظاهر گرایان روش مجادله وکلامی را بدعت می دانستند در مخالفت با اعتقاد معتزله از استدلال  عقلی استفاده نمی کردند و روش آنان استفاده به ظواهر وتکفیرمخالفان بود.  هر چند در صدهای بعدی مانند دوران حکومت آل بویه معتزله توانست در بغداد حضور به هم برسانند و حکومت آل بویه نیز از آنان جانب داری بکنند، اما عامه اهل سنت گرایش به اهل حدیث داشتند در این مدت چندان بیشرفتی نکردند بعداز آل بویه مکتب  اشاعره رونق پیدا کرد و با مرگ ابو علی جبایی افول نسبی برای معتزله ایجاد شد که دیگر نتوانست مانند قبلاً در مجامعه علمی مطرح شود. همانطورکه گشت عدم جانب داری حکام و دشمنی فقها و محدثین اهل سنت موجب نابودی کلی اندیشه معتزله گشت.

                  علل های شکست اندیشه معتزله

      معتزله در میان دو دسته از دشمنان نیرومند قرار گرفته بودند که یکی دسته زنادقه و مشبهه و مجسمه و گروه دیگر فقها و محدثین بودند از این میان فقها و محدثین فرق داشتند چون این دسته در مسائل اعتقادی و دینی به قرآن کریم وحدیث تمسک می‌جستند و در برخی موارد به لغت و عرف مراجعه می‌کردند و اگر مشکل‌شان به این طریق حل نمی‌شد متوقف می‌شدند. پیداست که این روش با طبیعت عرب که فاقد علوم و منطق و فلسفه بود سازگارتر است. وقتی علوم پیش رفت کرد و فلسفه در بین مسلمین راه یافت معتزله با این روش مخالفت کردند و در موردی عقل را حاکم قرار دادند و از تقلید و تعبد کور کورانه سرپیچی کردند و اساس تحقیقات خویش را بر داوری عقل استوار ساختند. کار برد این روش در مباحث دینی روشی تازه بود که هنوز ذهن فقها و محدثین عامه با آن خونگرفته بود لذا آنها به مخالفت برخاستند و شمشیر انتقام را برروی این فرقه کشیدند وتا توانستند به آنها حمله کردند معتزله تمام اهم خود  را صرف مجادله با زنادقه و ثنویه و دیگر مذاهب نموده بودند و آنان هم با فلسفه و منطق یونان و سایر کشورهای سعی می‌کردندآشنایی داشته باشند وحکم این که با هر مجادله کننده‌ای بهتراست با دلیلی از کتاب و اندیشه خودشان مجادله کرد می‌توان زودتر مغلوب ساخت از این روش به صورت وافر معتزله استفاده می‌کردند این عقاید و اندیشه های کلامی غیر اسلامی را که یاد گرفته بودند موجب شد مواردی از آراء و افکار بیگانگان در تعلیماتشان دیده شود و همین امر مستمسکی بود که فقها و محدثین بر آنها خرده بگیرند و تکفیر شان کنند.
یکی از علتها نیز می‌تواند روش عقلی معتزله باشد که سعی می‌کردند نص را طوری توجیه و تاویل می‌کنند که موافق با عقل باشد .
یکی دیگر، مخالفت معتزله با رجال مشهور فقها و محدثین بزرگ که بین مردم محبوبیت داشتندبود.
یکی دیگر از آن اعوامل این بود که در میان آنها افراد منحرف و افراطی پیدا شدندکه افکار مسموم خویش را در لابه‌لای تعلیمات این مدرسه پروراندند و با اسلام و مسلمین مخالفت نمودند و خود را جز معتزله معرفی کردند تا اینکه تدریجاً ماهیت آنها شناخته شده و معتزله حقیقی آنان را از خود طرد کردند از این نوع افراد می‌توان ابوالحسین احمد بن یحیی راوندی م 245ق که در اصل زندقه و الحاد بوده. ابو عیسی رازقی محمد بن هارون م 247ق استاد راوندی بوده و احمن حائط م232ق و فضل حدثی م257ق را نام برد.
    یکی از علت های دیگر را می‌توان حمایت دستگاه خلافت عباسی را از آنها نامبرد گرچه این امر در ابتداء موجب بسط وتوسعه اعتزال گشت ولی شدت عملی که خلفا روی اغراض سیاسی خویش نسبت به مخالفین معتزله نشان دادند و گروهی از بزرگان فقها و محدثین را اذیت کردند موجب گردیدکه تمام آزارها به حساب معتزله حساب کنند.
مهمترین دلیل شکست معتزله حمله فقها و محدثین به این جماعت بود.
ابو یوسف از شاگردان ابوحینفه معتزله را از زنادقه شمرده، امام مالک بن انس و امام شافعی فتوی دادند که شهادت معتزله پذیرفته نمی‌شود.
شیبانی یکی از شاگردان دیگر ابو حینفه فتوا داد اگر کس پشت سر معتزله نماز بگزارد باید نمازش را دوباره بجابیاورد.
  یک از علتهای دیگر را می‌توان تشعب و شعبه شعبه شدن معتزله منظور کرد. اینها عواملی بود که دست به دست هم دادند و موجب شد که اندیشه معتزله از بین مسلمین رخت ببندد.

روش معتزله در بیان اصول عقاید


      آنان برای اثبات بیشتر بر قضایای عقلی تکیه  می‌کردند و هر یک از مسایل مورد بحث را عقلی عرضه می‌داشتند. اگر مورد قبول واقع می‌شد. آن  را می پذیرفتند و الا آن را رد  می‌کردند.
شاید متاثر شدن از عقل در معتزله بخاطر آشنایی آنان با کتب فلسفه یونان و دیگر اینکه مرکز معتزله بیشتر عراق و ایران بود البته بر خورد معتزله با دیگر ادیان را نیز می‌توان عامل دیگر این امر دانست .
   اعتماد معتزله بر عقل زمانی بیشتر شد که در بسیاری از مباحث از قبیل حسن وقبح اظهار نظرخاصی کردند و گفتند حسن و قبح اشیاء عقلی است و تمام معارف به وسیله عقل درک می‌شود پیش از آن که شرع دستور دهد. شکر منعم را عقل واجب می‌داند بر خداوند رعایت صلاح و سطح واجب است. 15 

                            اصول عقاید معتزله
اصول عقایدمعتزله پنج تا می باشد .
? توحید
? عدل
? وعد ووعید
? المنزله بین المنزلتین
? امربه معروف ونهی ازمنکر16.
    به این اصول  پنج گانه تمام فرقه ها یا شعبه‌های معتزلی معتقد می باشد. فقط اصم امربه معروف ونهی از منکر را جز این اصول نمی داند بقیه شعبه‌های معتزله قائل به وجوب امربه معروف ونهی از منکر درصورت امکان توانایی و امکان بوسیله زبان ،دست، شمشیر وبه هر صورتی که ممکن می‌باشند. 
     استاد محمد جواد مشکور قائل اندکه معتزلی درعقاید خود متاثراز  یهود و نصارا می باشد :
      «معتزله هم تحت تاثیر یهود واقع شده‌اند و هم تحت تاثیر نصاری مثلا اندیشه خلق قرآن ریشه یهودی دارد به وسیله برخی از ایشان در عالم اسلام نشر یافته است معتزلیان از الهیات مسیحی این آرا را اقتباس کرده اند که خداوند خیر محض است ومصدرهر چیزی است واز فعل شر به دور است وقادر به انجام آن نیست تشبهات وصورتها در کتاب مقدس به کار رفته است. انسان آزاد و در اعمال خود مخیر است »  
       نویسنده معتقد است همانطور که قدریه و جبریه در دامن اسلام پرورش یافته اند و بعضی از آیات و روایات هست که قایل به جبر مطلق و یا قدر مطلق می‌باشد، همانطور نیز می‌توان گفت اکثر اندیشه های معتزله برخاسته از متن اسلامی می‌باشد تنها با این فرق که به همان جنبه توجه شده است هر چند معتزلیان مسلماً با روش فکری و فلسفی یونانیان و ایرانیان و دیگر تمدنها و ادیان آگاهی داشتند و بعضاً متاثر از آنان می‌گشتند.
      در مورد فرقه‌های معتزله نیز اختلاف است. اشعری آنان را به بیست فرقه تقسیم کرده ونام می‌برد. بیان الادیان به هفت شعبه تقسیم کرده است، شهرستانی به دوازده فرقه، بغدادی در الفرق بین الفرق به بیست فرقه تقسیم کرده اند، تاریخ ادیان ومذاهب جهان بیست ودوفرقه  تقسیم کرده است ولی آنچه مسلم می با شد در اصول تمام شعبه های معتزلی موافق بوده‌اند.

                         تاثیرات ظهورمعتزله بر فرهنگ اسلامی 


   اولاً این مکتب درپیشرفت علوم اسلامی به ویژه کلام کمک بسیاری کرده است اصلاً پایه اصلی علم کلام فلسفی و عقلی را در اسلام  معتزلیان نهادند علم کلام عقایددینی را با استدلال عقلی ومنطقی توجیه می کنند عبارت بود از مجموع مناظرات عقلی معتزله در اثبات  الهیات اسلامی و دفاع از آن،اشاعره در روش واسلوب تابع معتزله  می‌باشند.
    ثانیاً ظهور معتزله در تمدن اسلامی باعث ایجا د یک نهضت وتحول بزرگ فکری شد ومسلمین را با علوم فلسفه آشنا کردند زیرا اینها برای اثبات عقایدخود به مباحثه عقلی ومنطقی متوسل می شدند وبه همین علت موجب بغض وکینه شدید اغلب فرق اسلامی ومخصوصاً اشاعره ومحدثین بودند.

 پاورقی
1) ملل ونحل سبحانی ج1ص109
2) فرق و مذاهب  کلامی  ص254 وفرق الشیعه نوبختی ص24
3) فرق الشیعه نوبختی ترجمه محمد جواد مشکور ص10 چ اول 1361 هـ ش و اشعری قمی المقالات و الفرق ص4 چ اول 1361 هـ ش تهرآن
4) فرهنگنامه فرقه های اسلامی ص254والفرق ص24و114وفرهنگ علم کلام ص19 وعلل ظهورفرقه های اسلامی ص30
5) اوائل مقالات ص3 لسان العرب ج9ص190 ماده عزل
6) محمود فاضل، معتزله ص5
7) شرح اصول خمسه چ قاهره مکتبه و هبه 1384 هـ ق  ص780 به نقل از معتزله فاضل ص5
7/1 )    حاظر العالم الاسلامی چ قاهره 1352 هـ ق ج1 ص138 به نقل از معتزله محمود فاضل ص6
8) الفرق بین الفرق ص24و تاریخ فلسفه اسلا م ج1 ص284وتاریخ ادیان ومذاهب جهان ص1287 و تاریخ فلسفه اسلامی نوشته هانری کورین ص151
9) خاندان نوبختی ص32
10) فرق ومذاهب کلامی ص266
11) فرق ومذاهب کلامی ص266
12) تاریخ فلسفه اسلامی نوشته هانری کوربن ترجمه دکترطباطبایی ص152
13) سیرکلام درفرق اسلامی ص27
14) تاریخ الخلفا ءص346
15) عبده الشمالی، دراستات فی تاریخ الفلسفه العربیه و آثار  رجالها  چ بیروت 1965 م ص195-194 بنقل از محمود فاضل، معتزله ص13
16) مقالات الاسلامیین ص150 فرهنگنامه فرقه های اسلامی ص254وملل ونحل ج1ص49وبحوث فی ملل ونحل ج1ص54 الفرق ص57 وتاریخ مذاهب اسلام ص67

نویسنده : محسن موسوی زاده ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸۸
comment نظرات () لینک

+ به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نویسنده : پرشین بلاگ ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک